باء: واژه‏ى «باء»:
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

باء:
واژه‏ى «باء» در «تفسير به رأى» ممكن است به يكى از سه معنا باشد:
الف) باء سببيّت، يعنى: هركس قرآن را به وسيله و به سبب رأى خود تفسيركند، جايگاهى از آتش دارد (يعنى ممكن است انگيزه و سبب اصلى تفسير آيه، همان رأى و نظر شخصى او باشد، در برابر كسى كه سبب و انگيزه‏ى اصلى او از تفسير، رأى او نيست بلكه او به دنبال حقايق قرآن است و اگر رأى شخصى او مطابق يا مخالف تفسير باشد برايش فرقى نمى‏كند).
ب) باء استعانت، يعنى: هركس قرآن را با كمك راى خود تفسير كند جايگاهى از آتش دارد. (در برابر كسانى كه قرآن را با كمك قراين عقلى و نقلى تفسير مى‏كنند.)
ج: باء زايده، يعنى: هركس به جاى تفسير قرآن رأى خود را بگويد. و رأى شخصى او مصداق تفسير شود. (دربرابر كسى كه تفسير حقيقى قرآن را مى‏گويد نه رأى خود را به جاى تفسير)
البتّه معناى اوّل و دوم با روآيات تفسير به راى سازگار است و معناى دوّم (استعانت) اظهر است.(1)

منبع



 
چرا صلوات می فرستن؟
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

آیه 254 سوره بقره

آیه الکرسی

اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَّهُ مَا فى السمَوَتِ وَ مَا فى الاَرْضِ مَن ذَا الَّذِى يَشفَعُ عِندَهُ إِلا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَينَ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطونَ بِشىْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلا بِمَا شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السمَوَتِ وَ الاَرْض وَ لا يَئُودُهُ حِفْظهُمَا وَ هُوَ الْعَلىُّ الْعَظِيمُ(255)لا إِكْرَاهَ فى الدِّينِ قَد تَّبَينَ الرُّشدُ مِنَ الغَىِّ فَمَن يَكْفُرْ بِالطغُوتِ وَ يُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ استَمْسك بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لا انفِصامَ لَهَا وَ اللَّهُ سمِيعٌ عَلِيمٌ(256)

اللَّهُ وَلىُّ الَّذِينَ ءَامَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظلُمَتِ إِلى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطغُوت يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلى الظلُمَتِ أُولَئك أَصحَب النَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ(257)

 

و سپس تلاوت همين يک آيه از سوره انعام آيه ۵۹ :

 

وَ عِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُهَا إِلا هُوَ وَ يَعْلَمُ مَا فى الْبرِّ وَ الْبَحْرِ

وَ مَا تَسقُط مِن وَرَقَةٍ إِلا يَعْلَمُهَا وَ لا حَبَّةٍ فى ظلُمَتِ الاَرْضِ

وَ لا رَطبٍ وَ لا يَابِسٍ إِلا فى كِتَبٍ مُّبِينٍ(59)

 

و سپس :

 

حالا که تا اينجا خواندی می دونی بايد ۱۰ تا صلوات بفرستی . ايشون از من پرسيدن که می دونی چرا آخرش صلوات می فرستن؟ خشک شدم ؟ يا زبونم بند اومد. نمی دونم. اما ميشد خيلی حرفا زد . اما پيش اون نه!!! فقط بايد گوش می دادم.

 

 

هيچکی توضيح نمی ده :

 

چون با چند تا لغت انگار گره باز ميشه:

 

سلام بر محمدو آل محمد و صلوات

 

 

اشاره به چيست؟

 

فقط اون چند تا لغت رو بخونيد.

 

به منم همين رو گفتن: 

 

صلوات  سلام ؛ صله ؛ اتصال ؛ رسيدن به رشد تکوينی ؛ انسان به سوی پيامبر.

 

به هم که سلام می کنيم. به جز سلامت و صلح چيز ديگری هم می خواهيم پيوستن به هم.

 

بعد از خواندن  اين آيات می گويند که می توانيد گوش فرا دهيد. فقط گوش کنيد و تا می توانيد حرف و سخن بر لبانتان جاری نکنيد.

 

وسوسه شديد٬ بگوييد:

 

 



 
فرازی ديگر از صحيفه سجاديه
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

فرازی ديگر از صحيفه سجاديه: (موضوع اصلی : توبه و نشانه های توبه و راه و مسير يک توبه واقعی رو از زبان امام سجاد بشنويم)

تصوراتی که خطرناکه نشانی داره :: ما رو از خدا دور می کنه به گناه نزدیک می کنه و تمايل به ترک واجب و اهتمام به گناه رو بيشتر می کنه ...

 

(افرخ روعه من کل محضور منه سواک)

از هر بازداشته شده ای غیر از تو که یکیش شیطانه و قبلا یه انگیزه باطنی داشت. اما اینبار اون روع انسان انقدر گشاد میشه که می تونه تمام خدا رو بپذیره و هیچ چیز دیگه ای او رو تحت تاثیر قرار میده و چون به ایمنی رسیده ....

 

(واستغاث بک من عظیم ما وقع بهی فی علمک و قبیه ما فضحه فی حکمک)

انسان به فریاد خواهی میرسه و از بزرگی آنچه که در علم تو بوده و او رو متنبه کرده که بهش واقع میشه. به گریه /..؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

و به فضاحت میافته

(من ذنوب ادبر لذاتها و ذهبت و .....)

فلزمت حکم خدا رو.

فـهـذه الاخـبار وامثالها تدل على شرف النفس وقربها من الباري اذا كملت , وكذاقوله : رب ارني الاشيا كما هي ومعلوم ان دعا النبي (ص ) مستجاب , والعلم بالاشياذوات السبب كما هي لا يحصل الا من جهة العلم بسببها وجاعلها , كما برهن في مقامه ,والمراد بالرؤية هو العلم الشهودي .

 

منبع: لینک:

منطق قرآن، آن است كه انسان‏ها با درك عميق و تأمل كافى، قول احسن را برگزينند. چنين كسانى از بشارت الهى برخوردارند:


(فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه، اولئك الذين هديهم اللَّه و اولئك هم اولوا الالباب).[18]
مژده ده بندگان مرا، آنان كه سخنان را مى‏شنوند و از بهترين آن پيروى مى‏كنند، آنانند كه خداوند هدايتشان كرده است و آنان صاحبان خردند.


اين آيه مى‏فهماند كه انسان رشد يافته، هرگز هيچ سخنى را قبل از بررسى و تدبر نمى‏پذيرد و نيز آن را نفى نمى‏كند، و به انگيزه يافتن حق، به شناخت و بررسى نظريات و اقوال روى مى‏آورد:
اين گروه، كسانى‏اند كه مقصودشان درك حق و رسيدن به رشد است. لذا در گفتار ديگران تأمل كرده و هيچ سخنى را به صرف شنيدن و به خاطر ناسازگارى با گرايش‏ها و تمايلات خود، و پيش از فهم و تدبر، رد نمى‏كنند. آنان در گفته‏ها تدبر مى‏كنند تا شايد حقى در آن بيابند. و اين خصلت، همان «هدايت الهى» است

صحیفه سجادیه : لینک :

متن : لینک

 

کتابخانه : لینک :



 
ادامه فرازی از صحيفه سجاديه
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

در صحيفه سجاديه می خوانيم: ابر ها به فضل خدا کنار ميروند ...

به بالای سر خود نگاه کنيم. ابر ها در بالای سر ما متداوما در حال حرکت و تغيير و تحول هستند !!! ابر ها ميان نور خورشيد و ما قرار دارند و نمی گذارند که راه را روشن ببينيم و مسير را ديده و جهت را حفظ کنيم تا در زمانی که نور ميرود ملزم به توقف و صبر تا روشنايی نشويم و راهمان را پيوسته ادامه دهيم. بعضی وقت ها ابر ها کاملا جلوی نور خورشيد را می گيرند و برای انجام بعضی کارها نور کافی لازم است پس از فضل احسان خداست که ابر ها رو پس می زنه و توی این روشنایی راه رو ببینه و مسیرش رو تعیین کنه.

(و جلیل مخالفته جلیلا)

توجه نداره انسان که با توجه به عظمت علم خدا  . چطور شده که اون بزرگی مخالفت خودش رو بازیچه قرار داره و متوجه اين خطا نيست. و شرمی نمی کنه.

از روی حیا خجالت زده میشه و مثل یه آدم آرزو مند به طرف و سوی خدا تغییر جهت میده و با اطمینان به سوی تو مياد.

(فامک بطمعه یقینا)

پس طمع به خدا طمع خوبیه. :)   چون ما در دين هميشه از طمع به ماديات بر حذر شديم !

و از روی یقین قصد تو را کردم.

بعضی مواقع مثل لاشه ای که روش زنبور نشسته و روش پر حشره است٬ ما نيز با انبوهی از تعلقات دنيوی که هم آزارمون ميده و هم نميذاره راحت تر و پپاک تر ادامه مسير بديم و بالاخره بايد يه روزی اونها رو بذاريم و بريم.

(قصدک بخوفه اخلاصا)

از روی اخلاص از فرار اون پرتگاه ها و از ترس...

اوه اين تعبير خیلی زيباست تا حالا شده حس کنيد خدا داره تنبيهتون می کنه و نماز شکر بجا بياريد؟ مثل وقتی مادری بچه اش رو می ترسونه از روی خوف بچه می پره روی خود مادر. انسان هم دقیقا همین کار رو می کنه. پس انسان بايد از همه چیز طمع ببره غیر از تو !!!

 



 
درخشش خورشيد در برابر ظلمت خرافات
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

منظور از بحث: تا حالا به اين مشکل برخورديد که شک کنيد ؟ که الان تسلیم در برابر خورشید شديد یا ... تسلیم در برابر خرافات؟ تا حالا شده کسی ازتون سوال هايی پرسيده باشه و ازتون به اين شکل انتقاد کرده باشه؟ و شما به شک افتاده باشيد؟پس مسئله ما چگونگی تشخيص خورشيد حقيقته از وسوسه باطل شيطانه.

انسان گذشته ساده تر به زندگی نگاه می کرده. انسان کنونی همه چيز رو مدل کرده و همون جور که می دونيم و لمس کرديم حتی برای تعليم و تفهيم هم از عبارات و تعاريف استفاده می کنه. قديمی ها به هر چیزی تن به تصور نمیدادن. مشکلش کجاست ؟ مشکل اينجاس که ما مدلسازيمون جواب نميده و چون انسان داره با فرضیاتش به طرف نور میره ... و اين راه خوشبختانه مثل کنکور فرمول پذير نيست که با حفظ فرمول شيطان از خودت دور کنی. پس طوطی وار به جايی نميرسيم. داشتم می گفتم که وقتی مدلسازی کرديم. مثلا همين فرضيه نور رو براتون مثال می زنم يه استادی داشتم به نام دکتر ابوالفضل طرقی حقيقت ازشون شبکه و سيستم عامل می آموختم .ايشون می گفت : ما ها نمی تونيم نور رو بياريم تو آزمايشگاه هر آزمايشی که دلمون خواست رو باهاش بکنيم٬ پس طبق مشاهداتمون نظريه های متفاوتی از نور داريم يه سری می گن مثل موج رفتار از خودش نشون ميده يه سری ميگن ذره و فوتون يه سری ديگه ميگن ....

پدر می گفت که ما با توجه به همين تصوراتمون اگر بخواهيم جلو بريم شکست می خوريم. چون وقتی در برابر علم انقدر مقهوريم پس زندگی و چيز هايی که قدريش در اين دنياس و قدريش در غيب اتفاق ميافته رو که ناتوان از ساخت مدل و نتيجه و آزمايش هستيم. سيموليشن و شبيه سازی نميشه کرد. پس بايد توجه کرد و با توجه به نشانه هايی که هر چيز داره به درخشش يه عقيده و تصميم و يا به کم نوری و کم سوئی يک خرافه بفهميم و از هم تشخيصشون بديم که اين خورشيد حقيقته يا وسوسه باطل شيطان. 



 
از صحيفيه سجاديه
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

عما یجیب المضطر ... (دعايی که برای شفا مريض می خونيم.)

انسان می تونه به انقطاعی از دنیا راه پیدا کنه که شیطان دیگر بهش دسترسی نداره.

و مث تاریکی که در نور راه نداره و نور که در تاريکی راه نداره ! (از لحاظ علمی برای تعريف دست به دامن لغات و جمله هايی برای تعريف دقيق هستيم. اما اينجا داريم عاميانه برخورد می کنيم. که اون هم دليل داره و توضيح خواهيم داد)

تاریکی توی نور جای نداره.

ج.آ: دافعه ها وجود نداشته باشند.... مثل آتش که با حضور آتش و گرما و ماده سوختنی ... شرايطی برايش فراهم می شود که می تواند شعله بگيرد.

 و نباید مثلا آب حرارتش را بخواباند.

 

سیب و گلابی ضرری نداره و می دانيم که ميوه باعث قوت میشه اما  معده انسانی که نمی پذیره مثلا به دليل بيماری باعث ضرر هم ميشه.

و اگر کسی قلبش در ضلالت باشد مثبت ها براش٬ منفی به نظر میاد. و جدال می کنه و بحث نمی کنه برای تبدیل شدن و رفتن دنبال فهمیدن حقیقت.می خواد اصرار کنه که ... .در صورتی که در دستورات اخلاقی مون داریم:

بهاء الدین:بدنبال ثبوت باشید نه دنبال اثبات !!!

 

در صحيفه ادامه می دهد که خدايا من گناه کردم و و بزرگی مخالفت خود را بزرگ ميبينم چون قبلا که عصیان بزرگ رو انجام میدادم و نمیدیدم ٬ چون گناه کوچک در "محضر بزرگ خدای بزرگ" در حال انجام شدنه پس بزرگه !

مثل شیطان که در محضر خدا شروع به منطق آوردن کرد و از درگاه خدا طرد شد.



 
شیطان
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

شیطان تورو میشکشه پایین و تو حتما هی می خوای بالا

اگر مجنونی برو به سمت لیلی

 

از مسئله ای چشم بپوشه

اهل عمل

حرف میزنه؟

شیطون مباشر خداست

سگ نعلیم دیده درگاه خداست؟

وسوسه و نفس و شیطان

الهام

رویای صادقه؟


 
تفسیر قرآن
ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

حضرت آيت الله جوادی آملی در تفسیر قرآن در جايی می فرمايد: بخاطر فطرت خودش اول اون عمل رو لباس زیبا می پوشونه و تدریجا اون دروغ به نظرش راست میاد.

تذکری داد در جواب سوالی که کردم:

امام علی: اگه تمام وجودت در یک امری لبیک گفت:

سه بار به خدا پناه ببری راه رو بهت نشون میده.

سوال من اين بود که به صدای درونم که گوش می دم و وقتی دارم به قول همين جمله لبيک ها رو حس می کنم می بينم يه صدای ديگه ای هميشه از اون زاويه ديد خودش مسائل رو داره حلاجی می کنه و اين کار رو جوری انجام ميده که من شک کنم و رای مخالف بدم و عملم رو بر گردونم.

 



 
راهنما
ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

توی قرآن برای راهنمايی ما ؟ الف)که بگه برین سراغ آدم هایی که می دونن و به عالم روح واقف اند ب)آيا نشانه ای برای شناختش به ما توصيه ای رسيده و سفارشی رسيده؟ ج) اونها چه ميدانند که ما نمی دانيم؟ و نياز به مشورت از آنها پيدا می کنيم؟

الف) بله انسان هايی هستند که کار های نيکو انجام می دهند و نزد خدای تبارک جايگاه خاصی دارند. آنها بر روی زمين ناشناسند اما ملائک مقرب خدا آنها را می شناسند.

ب) (تا جايی که کسی که من ازش می پرسيدم و آدم با مطالعه ای هستن ايشون به من جواب دادند) : انتخاب به خود انسان سپرده شده از روی عقل و منطق و رابطه ای که با کسی پيدا می کنه و يا از شخصی که می شناسه و بهش اعتماد داره می شنوه که بريم پيش فلان آدم و از اون بپرسيم که مشکلمون رو چطور حل کنيم. البته مشکلات مادی نه مشکلاتی که مثلا انسان بره و بگه من گير کردم جلو نمی رم. گيرم کجاس؟

ج) خداوند در جايی فرموده که من به کراما کاتبين که سرنوشت انسان را نوشته است هم بعضی از گناهان را نگفته ام که چيستند و آنها بين خدا و بنده اش است و خدا فرموده که آبروی بنده ام نرود و خجل نشود تا اگر هم خواستم ببخشم

.


 
علم احتمالات و خداشناسی
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

من توی يه راهی که دارم ميرم و می خوام خداشناس بشم. به جايی ميرسم که ميبينم هر چی تلاش می کنم ديگه بالا نميرم. حس نميکنم پاکم. و به مشکل بر می خورم و برای اينکه بفهمم راهم چيه هر چی به اين در و اون در می زنم ميبينم که نه توی قرآن نه توی حديث چيزی گيرم نمی آد. حس ميکنم دارم وقت خودم رو تلف می کنم و می رم که از کسی مشورت بخوام و مدد بگيرم و شايد با بيان مشکلم از کسانی که راه را رفته اند و جلوترند بتوانم با ممد گرفتن از مقام ايشان خودم را بالا بکشم.

گفتم: راهنمايی خواستم و از راهنمايم(که در نوشته های قبل به آن اشاره کردم) طلب رفع مشکل کردم که چه کنم ؟ و او گفت که مثلا :

۱-ترک واجب کردی. فلان کار رو انجامش بده.

۲- ترک گناه. فلان کار رو انجامش نده.

تا مشکلت حل شود.

ممکن است اگر می گفت برو نذر کن و يا می گفت برو کمک به مستمندان کن و يا می گفت برو و اين کار را انجام هم بده جواب سوال ذهنی ام را می يافتم؟ (...)

جواب داد : از لحاظ علم احتمالات احتمال خیلی چیز ها است و غیر قابل اجتناب و  ؟؟؟ ( خودتان فکر کنيد و نظر بدهيد)

کسی با ديدن افتادن برگ از درخت  به عرفانی از خدا می رسد و ... هزاران کتاب را نخوانده می شناسد و ايمان کسب می کند. و ...

گفت من نوشته ها و کتاب های فلاسفه بسياری رو که مطالعه می کردم. ديدم اونها خيلی حساسند به خيلی مطالب و چون به همه چيز حساسند ديدم که چطور به نا محسوس گمراه می شدند و و بنابر همین ها بعضی از راه های مقصد رو پیدا کردند اما به سختی و شقاوت فراوان و در بعضی از مواقع نيز نرسيدند.



 
تسبيح گويان
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

بشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

ترجمه: بشارت ده بندگانی را که می شنوند گفته ها را و به خوبی تبعيت می کنند.

يعنی چه؟ خدایا تو اون خدایی که من دیروز می پرستیدم امروز نیستی. چون تو اون خدايی هستی که ...

سبحانک فی ذاتک : منزهی تو اونچنانکه در ذات توست.

سبحانک فی صفاتک : منزه می دارم تو را اونچنانکه در صفاتت بارز است

سبحانک فی افعالک : پاک و منزه می خوانمت اونچنانکه از افعال تو بروز می کند.

نه اونچنانکه در ذهن محدودم شناختمت. و می پرستمت.

 



 
دعای پیامبر:ارنی الاشیا کما هی
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

دعای پیامبر:ارنی الاشیا کما هی.

خدایا مسائلی که از بیرون به ما میرسد رو کمک کن که حقیقت اون چیز رو ببینم و اون رو به من نشان بده.

 

بهش گفتم چطور واسه هر تست ناقابل که معلوم نيست بياد يا نياد حاضريم ۱۰ تا فرمول حفظ کنيم و به خودمون می گيم پس اين آيندمه اين سرنوشتمه. همه چی بستگی به اين کنکور داره؟ خواسته هام؟ خواتم و بهش گفتم به من فرمول بده : به من فرمول داد.

 

فرمول :  یا تو ٬ یا خدا ٬ یا غیر.

حالا دوباره می پرسم:

پیام زمانی مکانی اون حادثه رو چطور میشه بهش رسید؟

شما خدا و غیره

فقط همین ها هستید؟

چرا پيامبر خدا هم بايد از خدا بخواد که چيز هايی که رو که داره می بينه و ورودی ها رو به او هم طوری نفهماند که حق مطلب ادا نشود و می خواهد طوری دنيا رو ببيند که هست و واقعيت دارد؟
قضاوت که می کنيم خروجی اش در ذهن ما ثبت می شود. و به عنوان ملاکی برای حل مسائل ما نگهداری می شود و زمانی که به سراغ آن می رويم اگر غلط باشد منطق ما ما را به بيراهه می کشاند.
اين طور نيست؟ لطفا نظر بدهيد


 
سيد محمد حسين طباطبايي
ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

    خاطراتي ناب از علامه طباطبايي
حضرت آيت الله العظمي علامه سيد محمد حسين طباطبايي ره در آخر ذي الحجه سال ١٣٢١ هجري قمري در شهرستان تبريز به دنيا آمد و در صبح يكشنبه ١٨ محرم الحرام ١٤٠٢ هجري قمري مطابق با ٢٤ آبان ١٣٦٠ شمسي در شهر مقدس قم چشم از جهان خاكي فرو بسته و به جهان باقي شتافت.
مرحوم علامه طباطبايي يكي از بزرگان حكما و مفسران اسلامي در قرون معاصر است كه در بسياري از علوم اسلامي از فقه، اصول، فلسفه، كلام، عرفان، هيئت و نجوم، رياضيات، حديث، رجال و غير آن به مقام اجتهاد و تخصص رسيده و موفق به تشكيل كرسي تدريس و تدوين كتب بسياري شده است. از مشهورترين آثار

وي تفسير قيّم الميزان و بداية الحكمة و نهاية الحكمة در فلسفه اسلامي است. فرزانه هاي بسياري مانند حضرت استاد ايه الله عزيز الله خوش وقت،حضرت استاد ايه الله محمد تقي مصباح يزدي ، حضرت استاد آيت الله جوادي آملي و مرحوم استاد شهيد مطهري از محضر اين حكيم متأله و مفسر كبير قرآن، بهره‌هاي فراواني برده اند و بعضا تا آخرين روز حيات ايشان ملازم ركابشان بوده اند. به حدي محضر علمي علامه برايشان آموزنده بوده است كه مثلا استاد جوادي آملي در اين باره مي فرمايد: پس از درك محضر ايشان تازه فهميدم كه آغاز درس خواندنم است. در اينجا خاطراتي قرآني از ايشان را گلچين كرده‌ايم و به آن مي پردازيم . اين خاطرات الگوي رفتاري مناسبي را ارائه مي دهد و بسيار قابل استفاده است . براي مطالعه خاطرات روي « ادامه متن...» كليك كنيد.

 
تجربه نماز
ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

نماز. نماز رو باید خوند. در زمان های خیلی دور توی زندگیم همش به این فکر می کردم که چرا مثل زبون مادری ام نمی تونم وقتی نماز بخونم دقیقا به قصد بیان کلمات نماز همون ها رو به جا بیارم. همیشه دوست داشتم این بشه و می سپردم به زمان و توجهی که باید همزمان به هر دو زبان داشته باشم. بالا خره شد چون من تا اونجایی که یادمه به ما معنی نماز رو از کلاس های ابتدایی گفته بودند و به قول بزرگتر ها چیزی رو که آدم از بچگی یاد بگیره دیگه یادش نمی ره. اما همیشه آرزوهایی داشتم.

براتون می گم منظورم از آرزوهای نمازی چیه؟ درسته که درک و حضور قلبی خیلی مهمه و همه ما می دونیم که نیت اصل یه کاره! اما من همیشه دوست داشتم که این دل پر از حرف رو یه جایی آرامش بهش بدم. و هیچ جایی رو جز نماز پیدا نکردم. نماز اسطوره و نماد رعایت و پیروی از دستورات خدا و یک عملی است که به قول یکی از دوستانم که برق خونده و الانم پشت کنکور ارشده میگه:"همونطوری که هر مداری یه زمانی برای شارژ و راه افتادن نیاز داره". ما آدم ها هم اگه بدونیم که مدار ما توی دنیا قرار گرفته و زمان بسیار بیشتری باید فرامین خدا رو رعایت کنیم تا راه بیافتیم از رنج و سختی های کوتاه نمی ترسیم و با دل قرص تر گام به جلوو بر می داریم. من تا به حال از کسی که مدت هاست نماز خونده باشه سوال نکردم اما اونهایی که از بچگی شروع کردند و توی مدت زمان زیاد فکر کردند و از آدم های عامی حرف هایی از این قبیل که :"من دوست دارم نماز رو فارسی بخونم". و یا  "من دوست دارم به نامحرم نگاه کنم که نشون بدم تحریک نمی شم و چشمم پاکه!"  و همش توی اسرار دل این و اون بخوام همرو مقصر بکنم و مثلا بگم:"این اینطوری کرد پس انقدر آدم بدیه و اون …" تو یه کلمه بخوام بگم خودشون رو در مقام خدا میذارند و بجای اینکه خدا رو به عنوان قاضی درگاه قبول کنند. خودشون رو بر تخت قضاوت می نشونند و برای هدفی؟ همرو مقصر می کنند و به این نتیجه می رسن که پس دیدی ؟ حرف من درسته من باید همینطوری که می خوام بمونم. خب بمون. خودت ضرر میکنی :

آن لحظه که راز دنیا بشکند سترش را

 و پرده هایی که در دنیا سویی برای چشمامون باقی نذاشتند در هم بپاشند، اونوقت قبول!  که همه پشیمانیم،  اما یه سری خیلی بیشتر پشیمانند. اونهایی که مثل نشانه های بارز خدا رو دیدند و ایمان آوردند اما نه در عمل و کامل. یعنی باز هم به کارای سابق شون ادامه دادند و فکر نکردند باید اصلاح شد؟ و در برابر خواسته های نفسانی شل بازی در آوردند و خودشون با دست خودشون، خودشون رو از طی پله های ترقی .محروم کردند الان داره فریاد دریغا ی اونها از زمان ابد به گوش میرسه.

 



 
خيلی خستم فردا می نويسم
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

خيلی خستم فردا می نويسم



 
همه وبلاگ های من
ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

http://quran19.persianblog.ir    قرآن در زاويه ديد يک برادر اهل سنت

 

http://googlesearch.persianblog.ir

 

http://zandardin19.persianblog.ir    زن از ديدگاه دين اسلام و جواب به يک سری اعتراضات

 

http://madareman19.persianblog.ir  مادر نشانه ای از وجود خدا

 

http://namaz19.persianblog.ir    نماز و مسير تکامل

 

http://abuzar19.persianblog.ir   عرفان و چشمه عطش از زبان ابوذز

 

http://kanoon-e-javanan.persianblog.ir وبلاگ من ؛ صابر ؛ هر چی دوس دارم مينويسم

 

http://kanoon-e-abi.persianblog.ir   درباره ادبيات

 

http://kanoon-e-sabz.persianblog.ir درباره هنر و فرهنگ ايرانی

 

http://kanoon-e-soorati.persianblog.ir درباره دانش رايانه

 

http://kanoon-e-javanan.blogfa.com درباره گوگل سرچ

 

http://kanoon-e-javanan.blogspot.com اولين وبلاگ من کانون جوانان اوليه



 
يه فکر خوب قرآنی و قابل انجام
ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

يه فکر خوب توی يه جای خوب. جايی که پر از جوونايی که طبق عادت روزانشون ميان و وقتشون و هزينه اينترنت و خيلی چيزا رو پرداخت می کنن اما چيز خاصی نصيبشون نميشه.

اما يه جوون ايرونی از حوزه خراسان به اين فکر افتاده تا از اين وقت ها و انرژی ها و ژتانسيل ها استفاده کنه.من که لذت بردم

۱۲۰ نفر روزی يک حزب قرآن رو تلاوت می کنن. می خونن. و درنتيجه روزی يه ختم قرآن خواهيم داشت. و اين خيلی خوبه.

هر کسی دوست داره به اين آدرس يه ايميل بزنه و بقيه چيزا رو متوجه ميشه.

Steghlalt@yahoo.com

نگاه کنين اين يک حزب رو هر کسي هر زمان از روز بخواد تو خونه يا سر کار مي تونه بخونه

امکانات ديگری هم در کنارش در اختيارتون قرار می دهيم. به ذهن دوستان رسيده که برنامه خاصی هست که روی گوش های موبايل ميريزين و قرآن رو به همراه خودتون به اينطرف و اونطرف هر جا توی تاکسی باشيد يا توی صف اوتوبوس می خونيد



 
سوره ابراهيم آيه ۴
ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

ما هيچ پيامبرى را، جز به زبان قومش، نفرستاديم; تا (حقايق را) براى آنها آشكار سازد; سپس خدا هر كس را بخواهد (و مستحق بداند) گمراه، و هر كس را بخواهد (و شايسته بداند) هدايت مى‏كند; و او توانا و حكيم است.

سوره ابراهيم آيه ۴ (برای ترجمه دقيق فارسی آن )

فونت فارسی برای ديدن تفسير

سوره ابراهيم ترجمه فارسی تفسير الميزان

 ابتداي سوره ابراهيم

 بعضی از اقوام که در زمان قديم زندگی می کردند می گفتند که پيامبران به چه دليل و با چه هدفی برگزيده می شوند و فرستاده می شوند؟ می گفتند خدا چه پيامی داره ؟ و چی می خواهد به ما بگويد؟ خدا با زبان قوم آنها بر ايشان پيامبری را برمی گزيند.



 
عبدالبشير بذار من معرفی ت کنم
ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

عبدالبشير تو کی هستی؟ عبدالبشير تنها استاد منه. تنها کسی که الان در اطرافمه و من ازش خيلی چيز ها ياد گرفتم (البته من در زمينه های مختلف اساتيد زيادی رو تو ذهنم دارم و هر کدوم از همکارام رو توی زمينه ای خاص و بعضی در چند زمينه و يکی از اونها رو خيلی قبولش دارم اما بهش خيلی واضح نگفتم) و خيلی مطالب رو مرور می کنيم. اون از بچگی در افغانستان بزرگ شده و يک مسلمون پيرو محمد مصطفی (ص) است. ايشون از برادان اهل سنت و در ايران در حال کار و زندگيه.

اونطوری که من ازش شنيدم از بچگی مسائل دينی رو نزد پدرشون که از طلبه هاست آموخته . او وبرادران ديگرش هم به قرآن و مسائل اون آشنا هستند و يکی حافظ قرآن و ... خودش طلبه ای بوده که در حوزه های علميه پاکستان و افغانستان درس خونده و تا حالا برام از اعتکاف ها و درس ها و خاطراتش خيلی گفته. من می خوام مجموعه تمام حرف ها و خاطرات مربوطه رو در اين زمينه به زبان صفر و يک تبديل کنم.

اون توی شرکت ما از صبح تا شب در حال زحمت کشيدنه و غربت رو داره به سختی در ايران- تهران تجربه می کنه. همه می دونيم که غربت يکی از سخت ترين شاخص هاش همون دوری از خانوادس. توی شهر غريبی که برادرت هم شايد در سختی ها کنارت رو خالی کنه. اون هست اما گرمای حضورش احساس نمی شه. انگار که يواشکی خودش رو کنار کشيده. بعدا بيشتر حرف خواهيم زد. هر موقع وقتی گيرش مياورم از همون روز های اول بحثی رو راه می انداختم (راه می افتاد چون من اوائل می دونستم که فقط بهش بفهمونم که منم اهلشم ) بعد از اينکه بحث داغ می شد و شروع می کرد به رجوع به دانسته هاش٬ من سکوت می کردم و فقط جاهايی رو که قبلا شنيده بودم و فراموش کرده بودم رو ازش می خواستم که بگه! و گوش می دادم به حرفاش و اگر می ديدم تناقض يا فراموشی هست سعی می کردم replication  کنم.

الانم همين وضع رو داريم البته ماه رمضون ها به اوج خودش می رسيد آخر وقت ها بعد از افطار دو تايی کارت می زدیم و می شستيم و مثلا به تفاسير الميزان و غيره رو می خونديم. اون خيلی مشتاقه که خيلی بدونه و اين من رو هم که خيلی خيلی کم به اين مسايل می رسم که فکر کنم رو تشويق می کنه تا هر چند وقتی مثل کسايی که هر تعطيلی می رن شمال هوايی عوض کنن. منم بايد يه سری به آموخته هام بزنم ٬ يه سری به موزيک هام٬ يه سری به بسکتبال که الان خيلی وقته هوس کردم ٬ يه سری به کتاب های قديمی نصف کاره که تو آرزوشون موندم٬ به ام.پی.تری ها و فيلم ها و سينما پارک و از همه مهمتر کوه بزنم.

امروز تصميم گرفتم به آرزويی که سالهاست در دلمه جامه عمل بپوشونونم . اونم وبلاگ هايی با موضوع های متفاوته و من خيلی دوست دارم که حدود شش هفت تا وبلاگ داشته باشم که هر کدوم حول موضوع خاصی دور بزنه !!!  و برای اينکه اين وبلاگ جالب تر از آب در بياد می خوام همه حرف ها رو از زبون اون جمع آوری کنم تا شايد مطالب رو با يه زبون ديگه بشنويم و بيدار بشيم.

به صدفه سر اين آدم منم اين کنار هم مطالب رو به نوشته تبديل می کنم و برای خودم هم سودمنده و هم اگه روزی روزگاری کسی خواست بخونه شايد براش جالب و مفيد باشه . شايد اون آدم خودم باشم.

خودش می گه متولد ۱۳۶۱ و الانم با سه تا از برادر هاش اينجان. بار ها نامه هايی رو برای خانوادش من خودم تایپ کردم و اون پست کرده و فرستاديم تا از احوالش با خبر باشن. اونا همه دسترنجشون رو برای خانوادشون می فرستن و من هم از دوستی و همکار بودن باهاش لذت می برم.

امروز گفت: نماز خوندن سخته؟ تعجب کردم منظورش چی بود؟ بهم گفت: می دونی چقدر سخته؟ و چرا؟ گفتم نه و آيه ای خواند که برای اينکه اشتباه نکنم بعدا ازش با دليل و مدرک و سند که پرسيدم توی وبلاگ خواهم گذاشت.

مضمون آيه اين بود که رستگاری و عبادت رو انسان هايی در پيش خواهند گرفت که خاشع و خاضع هستند. و گفت که اين خضوع و خشوع برای بنده ای در حال سجده و رکوعه به دست نمی آد مگر با بر خورداری از ايمان و اسلام. برای همينم به دست آوردن اون جايگاه مشکله و ار کسی داره بايد قدر خودش رو بدونه.

البته يه موضوع مهم رو خودم به آخرش اضافه می کنم که اين خيلی مهمه که انسان باور داشته باشه به اينکه يه روزی خدای خودش رو ملاقات خواهد کرد و در اون روز سوال هايی که پرسيده ميشه رو برای جواب دادن بهشون ديگه فراری نيست.

بله٬ ايمان به معاد اگر لحظه لحظه روی ضمير نا خود آگاه ذهن ما باشه و به قول معروف ملکه ذهن و قلب و روح ما بشه اونوقت به دست آمدنيه؟ اما چگونه؟ مگر ميشه دنيايی که بوجود آمده برای ظرف امتحان پس دادن ما بشه به راحتی چند تا تست اون رو صد در صد زد؟ نه عدالت رعايت خواهد شد. و دنيايی که خدا آفريده حتما همون جايی که خوب ها از بد ها و خوب تر ها از خخوب ها و بهترين ها که همون پيامبرانند هم زندگی خواهند کرد و نه پارتی بازی ای هست و نه توی داوری ميشه نفوذ و تصرفی کرد. و حتی با پول نميشه چيزی خريد و داد و ستد کرد و کالايی که اونجا پول محسوب ميشه اينجا حريص خيلی کم داره !!!



 
پرسيدم
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

يه سوالی ازش کردم. به اون گفتم عبدالبشير ! چرا  می گی عالمان ايرانی ما در دين خيلی می دانند؟چرا می گی وارثان پیامبرانند؟ پس چرا؟ مردم ما راحت به همه اونا فحش و ناسزا می گن؟ پس حق با کيه؟چه کسی داره حق میگه؟
مردم برای زندگی خود نقشه ها و آرزو ها دارند. اما در برابر مشکلات مالی و یا بیماری ... حریص مال دنیا می شوند و می با اعتراض می گویند چرا ما در برابر عبادتی که می کنیم و یا در برابر ایمانی که به خدا داریم و یا اسلامی که از آن پیروی می کنیم. مزدی نمی گیریم. پول نداریم بدبختیم. مریضی و مشکلات و مصیبت هایی داریم. با جهالتی که دارند و با اعتراض هایی که بر خدا و مشیتی که خدا برایشان قرار داده است. اعتراض به خدایی که منزه از هر نقص و زوال است را در پیش می گیرند و راه درتی که ادعای پیشروی در آن را داشتند گم می کنند و به سمتی دیگر که شیطان رهبریشان می کند در پیشند. و باز هم اعتراض ! به خدا !!! خدایی که از کسی دستور نمیگیرد را می خواهند با اعتراض و ناراحتی فرا بخوانند.و حال بنده ای که با اظهار عجز در برابر قدرت خدا و علم لایزال او به کسب نیروهای لازم برای تکامل و پیشرفت می پردازد و  ان شاء الله ( اگر خدا بخواهد)در حالی که تحمل سختی و مشکلات صعود قله را بر جان می پذیرد، می داند که صلاح خدا برای بندگان صالحش و حتی بنده ای در مقام پایین تری از معترضان است و اما در حال بالا آمدنبه سوی خدای خویش استو تا جایی که معترضان در حال سقوط هستند و نمی دانند که مسیر خداشناسی تواضع و خشوع و سر به زیری و ترس از قدرت خدای تبارک و تعالی و سر تعظیم به سوی پروردگاری که :
به قول حضرت مولانا که می فرماید:
تو گل بدی و دل شدی جاهل بدی عاقل شدی.
زانسو کشیدت اینچنین زانسو کشانت کهشکان
http://mowlavi.recent.ir/default.aspx?item=14703
پس ما بندگان در برابر مشیتی که پیش رو داریم نباید اعتراض کنیم. اعتراض ما در برابر خدا ما را از صعود به قله های رفیع تکامل باز خواهد داشت.
گفت: خودشون نمی دونند و از کسی هم نمی پرسند. و عذاب برای کسانی که کم می دانند هست. اما گناه بزرگتر ايشان اين است که نمی دانند و از کسی هم نمی پرسند.
داستانی از حضرت محمد تعريف کرد. که حالا من در اينجا فقط به عنوان يک روايت تعريف می کنم تا برای آنها که اهل فکرند نه ايراد
جايی بوده که اموال پيامبر رو بين کسانی تقسيم می کردند. کسانی که ايمان واقعی به پيامبر داشتند و به قدری عالم بودند که می توانستند از آنها مواظبت کنند و اينها چيزی نبوده جز آموخته های پيامبر گراميمان. آنها وارثان بر حق پيامبرند بر روی زمين.


خدا از مشرکین بی نیاز است سوره توبه

زمان مناسبی برای انجام این کار نیست سوره مومنون


http://quran.persianblog.ir/

 http://behrooz3959.persianblog.ir/1383_5_31_behrooz3959_archive.html