انسان و کتاب خدا
ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

چقدر انسان عجیبه که چقدر ضعیفه و در عين حال چقدر می تونه از خودش بی خبر باشه.
چقدر غرورش مي تازه تا که با خدا منازعه می کنه.
عجیب تر اینه که ما به ضعف خودمون پی نمی بریم.
به این دنیای بزرگ نگاه کن. این همه آدم. اونوقت بعضی ها ادعای ریاست و پول و دنيا به سرشون می زنه و
تصميم کشتن یا صدمه زدن به انسان های دیگر رو میگیرند.
این نشون می ده همونطور كه شعله های آتش که هم می تونه مفید باشه و هم خانمان سوز،
چقدر خواسته های انسان هم می تونه زبانه بکشه وبشه آدم هايي مثل نمرود ها و فرعون ها
و یا باعث معیشت انسانی چو حضرت علی (ع) بشه که علمش در خدمت معبود، نه در خدمت به نفس، و ... نهايتا انساني در خدمت خدا باشه.
چطور ميشه اين اميال رو كنترل كرد
به طوري كه باعث بدبخت شدن خود همين انسان نشه
بجز با تربيت انبياء ؟؟؟
كه عصاره همه اونها
قرآن ميشه
كه اون هم با دست بندگان صالحي مثل امام علي (ع) نهج البلاغه ميشه و ما نمي خونيم و يا سيره ائمه ميشه و نمي دونيم
يا ادعيه ميشه كه با زبان ساده تر، تاريخ و قرآن و درس زندگي و ... رو در قالب كتابي مثل مفاتيح الجنان داريم و قدر نمي دونيم
يا ... اساتيدي مثل آيت الله جوادي آملي و بهجت ها و ...



 
براستی، حقیقت داستان های کوتاهی که در فرآن ذکر شده چیست؟
ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ دی ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

براستی، حقیقت داستان های کوتاهی که در فرآن ذکر شده چیست؟ (این خود نقلی است)



با یاسر صحبت می کردم، داشتیم فکر می کردیم که ما در قرنی زندگی می کنیم که نیاز به کتاب هایی داریم که لخاسه شده باشند تا در وقت عمر کوتاه از این دریا استفاده کنیم. داشتیم فکر می کردیم که کاش همه کتاب های عالم خلاصه می شد، یادی هم از نرم افزار های هوشمندی کردیم که متون را خلاصه می کنند. اما من یاد قرآن افتادم که داستان های زیادی در آن است. و دیدم که بعد از این همه بحث من و یاسر به این نتیجه رسیدیم که:
 آب در کوزه و ..................... ما تشنه لبان، .......  می گردیم ؟!!!!

قرآن همان کتاب مجملی است که خالق ما آنرا برای هدایت ما به صورت نعمتی در خانه هایمان قرار داده.

بیش از این نمی نویسم. حرفم را زدم.

قرآن،

با برنامه ریزی، روزی یک صفحه، با طلب توفیق برای نویسنده و خواننده در عمل به این جملات.

و من الله توفیق

سید صابر طباطبائی یزدی

22 دی ماه 1385