جلسه 36 سوره ابراهیم
ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

سوره ابراهیم 36 دقیقه 10 به بعد

در آیات فراوانی که قبلا ذکر شد گفتیم، امنیت و مسئله رفاه اقتصادی را هم خدا ذکر می کند. که ما گرفتار آدمربایی

اختتاف می کنند.

اولم یجعل لهم حرما

امنیت را ذات مقدس ابراهیم از ذات مقدس خدا در خواست کرد.

لنصرف عنهم سوء والفحشا

ما اجازه ندادیم (بعد از اون امتحانات) گناه به سمت او بیاید.

جلسه 36 سوره ابراهیم سی.دی های تفسیر ترتیبی قرآن از حضرت استاد آیت الله جوادی آملی موسسه فرهنگی اسراء



 
یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت في الحیاه الدنیا و في الآخره
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

 یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت في الحیاه الدنیا و في الآخره و یضل الله الظالمین و یفعل الله ما یشاء (37 سوره ابراهیم)

پایدار می گرداند خداوند، کسانی را که ایمان آورده اند با کلام و برهان پایدار، هم در حیات دنیا و هم در آخرت (خداوند به آنها) پایداری مبخشد. و گمراه و ضلالت می رساند ظالمین را و انجام می دهد هر آنچه که خواست پروردگار باشد.

چه چیزی در ما ثابت می گردد؟ وقتی انسانی چیزی را یا کاری را، واقعا (مثل نیاز به آب برای ادامه حیات)  قبول کند و وجوب آن را  برای ادامـۀ حیات بفهمد و  انجام عمل خیری را، و یا ترک عمل زشتی را، نیاز واقعی خود ببیند و عمل کند.

خداوند می فرماید که اگر عملی و یا صفتی در شما پایدار شود، هر جا که توی انسان ناپایدار شدی، خداوند پایدارش می کند. {مثال:}

 قبل از مرگ: وقتی که انسان در حال ترک گناهی است و با جدیت در جهت ترک عادتی که در رفتارش به جا مانده تحجد می کند، و توبه می کند و بعد از مدتی جهاد با نفس موفق به ترک و لذت زدایی نفسش می کند، و اون قول و تصمیم و آمادگی برای اوج به طرف کرامت و رفتار و اخلاق نیکو، در او رو به مرصوص شدن می رود، و دیگر (از آن به بعد) در حیات دنیا و آخرت خداوند تکرار و وقوع آنرا که خارج از قدرت و اراده دنیایی ماست از ما دور می کند. بسیاری از اوقات برای خود من وقتی تصمیم به ترک گناهی گرفته ام، و ترک کرده ام شرایط و لوازم آن (ابتدا فراهم شده) و مقدمات فراهم شده، شرایط گناه از زندگی ام بیرون رفته.(بدون اینکه قدرت تسلط بر آنها در حیطه اراده و فکر من باشد).البته تا وقتی که دوباره تصمیم به انجام گناه نگرفتم و یا وسوسه های شیطانی مرا مجاب به پذیرفتن انجام مجدد گناه نکرده اند و یا شک در ترک بی قید و شرط آن گناه در من رو به افزایش نهاده است و اینگونه بوده که دوباره شرایط برگشته و روز از نو روزی از نو ( غفلتی باعث شده که مثل ماری که در مار و پله نیش میزند، پس رفت کنم و  برگردم به همون خانه اول.

بعد از مرگ: وقتی انسان از دنیا می رود، و در لحظه مرگ، که به لحظه احتزار معروف است می رسد و آن را تجربه می کند، همه چیز را فراموش می کند، انسانی که حسبه می گیرد و خاطره هایش را و یا قسمتی از آنها را فراموش می کند، وقتی مرگ را تجربه کرد و حقیقت اعمالش را (با علمی که به او داده می شود و او را  نسبت به گناهانش باخبر می سازد و با دانش کامل نسبت به خوب یا بد بودن، آنها را مرور می کند و تمامی لحظات زندگی اش را به خاطر میآورد. همانند کسی که کابوسی عجیب دیده که انتظار آنرا نداشته که به این دقت و با این وضوح همه چیز ثبت شده است. از او می پرسند که پیامبر تو کیست. هر کسی نمی تواند جواب سوالات پس از مرگ را بدهد. مگر کار هر کسی است؟ از پس کسی بر می آید که در دنیا توانسته با وسوسه های شیطانی که 6000 عبادت خود را آتش زده و قسم خورده که انسان را گمراه می کند. کسی که در دنیا توانست سرسخت باشد، می تواند جواب سوالاتی را بدهد که به دلیل عمل کردن به آنها می تواند آنها را به زبان آورد. مثل دنیا نیست که حرف بزنی و به این نگاه نکنند که چقدر عمل کردی و به تو اذن و اجازۀ خدا تکلم دهند. آنجا حرفی را می توانی ادعا کنی که به آن عمل کردی.

خدای تو کیست. نامت چیست. کیستی؟ کتابت چیست؟ ولایت تو بر کیست. ولایت تو به نیکوکاران می رسد؟ و یا تبهکاران؟ و طاغوتیان؟ در دنیا از چه کسانی تبعیت می کردی؟ و پیرو و دنباله رو چه کسی بودی؟ هر کسی یادش نمی آد !!! که بگه:"الله جل جلاله ربی" حتی در روایات هست که بعضی از مردم بعد از مدتی زجر و عذاب می گویند:"همان پیامبری که کتابش قرآن است" یعنی نام مبارک پیامبر اعظم را به خاطر نمی آورند که بگویند:"محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب"

ولاسلام. برگرفته از عنایات الهی و تلمذ در محضر تفسیر آیت الله جوادی آملی ( سوره ابراهیم جلسه 25 تا 27) و المیزان (تفسیر سیدنا الاستاد علامه طباطبائی ) و روایات و مرور در ذهن خودم و بسط و ساده سازی بوسیله بحث با مادرم و تائید و برکت ایشان.

قطره ای شرک دریایی از علم را کدر می کند.

==============================

راجع به موارد زیر سوال داشتيد توضيح خواهم داد.  سوره هاي متن قرآن انفال  مرتضی مطهری مرگ  عصر" "جاهلیت"  تعریف صبر در قران  نگاه پیامبر به دنیا و آخرت  فیزیک در قران  قرآن و تکنولوژی   قرآن و فیزیک  جایگاه اخلاق در قرآن و سنت  مدل ارایش صورت دخترانه    سوره الكرسي   یک در دنیا صد در آخرت   یک در دنیا صد در آخرت  مقایسه دنیا و آخرت  از نظر قرآن زن چیست  حقوق زن در اسلام 

==================================



 
واعتصموا بحبل الله جواب تمام سوالات يک مومن ٍ مسلمان
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ آبان ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

یه بازبینی و بازنگری و بازگشت به گذشته به حرف های امام خمینی نشون میده که واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا تا جایی که اگر عامی باشی بهت میگن"اقرا" و تمامی علوم دنیا رو یه لحظه توی ذهنت جا میدی. ما ها هم اگر به خدا توکل کنیم، اطاعت بی چون و چرای خدا رو بکنیم، او لحظه ای تمام علوم رو به ما خواهد داد و بعد توی یکی از این سخنرانی ها وقتی امام از آمریکا و اسرائیل حرف می زنه میبینیم که ماها به واسطه ظلم ها و ستم هایی که اونها، امروزه، بواسطه تصاحب کردن این مملکت ها ازشون سر زده، داریم قضاوت می کنیم و فکر و ترس و خوف حمله به خود ما هم توی دست و پا و ذهنمون افتاده، الان دیگه موقعش نیست. الان دیگه فهمیدیم که نه جون ما، نه آزادی ما، نه دموکراسی ما نیست که اونها واسه ما سنگ به سینه بزنن. و اگر جدال و دعوی و نزاعی هست، بواسطه نفت و ثروت خدادادی این مرز و بوم هست. و اگر هم دارن هنوز ارزون ازمون می خرن طمع بستند به مفت گیر آوردن ثروت های ما. و گول زرق و برق هاش رو توی 10 سال پیش می خوریم و از هر کی میشنیدی که ظاهر و شهر و تمیزی و تکنولوژی و پیشرفت و ... و نمی فهمیدیم که به قیمت تصاحب کردن جون هزار تا آفریقایی و تاسمانی و جهان غیر اروپا و آمریکا ست که اونها تبدیل شدن به کشور هایی که حالا با مال های حرامی که تصاحب کردند تبدیل شدن به جهان اول از لحاظ ظواهر و تجمّلات و ... اما به قیمت تو شیشه کردن خون مردم دیگه دنیا.

 

هر چیزی یه عمری داره، حتی عشق که انقدر بشر ادعاش میشه محکم ترین اساس و طناب و نگهدارنده است و ما رو خدای مهربن باز هم متوجه تنها ماندگار که خودش هو الاول و الآخر هستش می اندازه.



 
نیاز به عبادت در انسان ۲
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

نیاز به عبادت در انسان

بی رو در وایسی بگم 1500 سال پیش توی جایی که شما به عنوان عصر جاهلیت تحقیر می کنید ببینید چه اتفاق هایی می افتاده با الان خودتون مقایسه کنید و یه کمی با انصاف بیاییم خودمون رو درست کنیم. فکرمون رو درست کنیم. با یه نگاه به عصر جاهلیت به سرزمینی که به قول خیلی ها یه سری مردم ملخ خور داشتند و خیلی بی کلاس و پا برهنه بودند، از لحاظ فرهنگی بعد روابط جنسی چگونه بوده؟ حضرت آیت الله شهید حاج مرتضای مطهری توی کتاب "حقوق زن در اسلام نقل می کند" که روابط 4 دسته بوده.

دسته اول مثل روابط کنونی بوده که پدری برای اینکه دخترش به ازدواج مردی در بیاد وارد جریانی شبیه خاستگاری میشده و به همین منوال پیش میرفته.

دسته دوم یه موقع مردی می دیده نسل قوی نداره یه چند وقتی همسرش رو با یه مردی که از لحاظ ژنتیکی سالم تر و قوی تر بوده تنها می ذاشته و میرفته ( همون کاری که الان پدر ها در پارتی ها با دختر هاشون می کنن و اون ها رو با یه سری پسر اهل رقص و پارتی و شهوت در اکس پارتی ها ول کی کنن. و یا یه پدری دخترش رو با علم بر اینکه پسر نا محرم هست و قدم به قدم به سمت سکس واقعی پیش خواهد رفت تنها می ذارن و دلشون رو پدر و مادر به این خوش می کنن که فرزندمون حرف هاش رو به ما میزنه و ما رو در جریان قرار میده.) من نمی خوام این مسئله در پنهان و نهان و دوستی های پنهانی رو خوب بدونم. من می خوام بگم آدم عالم اگر گناه کنه گناهش سنگین تره. پدر و مادری که مسئله دوستی های پنهانی رو می شنون و با علم بر اثرات بد و عبرت و آینده ناگوار اون رابطه ها به فرزندانشون آگاهی میدن. خیلی زشته که از چاهی در بیان و بیافتن توی چاله-یا برعکس-.

به هر نحو، نوع سوم و چهارم روابط در زمان جاهلیت زنی بوده که بالای خانه اش به هر نحو پرچمی نصب می کرده و اونجا محل رفت و آمد و هرزگی مردانی بوده که دوست داشتند به این مسئله بپردازند یا عده ای از مردان که کمتر از 10 نفر بودند با دختر یا زن رابطه داشتند. تفاوت در این بوده که اگر زن بچه دار میشده یه دسته زن هر مردی رو دوست داشته انتخاب می کرده و اون فرد باید قبول مسئولیت می کرده و در نوع دیگر قیافه شناس میاوردند و رای میداده و رای اون هر چی بوده باید می پذیرفتند.

حالا بیاین با همین نسل زنده موجود خودمون رو ببینیم : اینها بچه دار میشن صدق می کنن!

هزار تا علامت سوال لازم داره. اون موقع که عصر جاهلیت بوده، و ما فکر می کنیم الان خیلی به دلیل تجملات با فرهنگ شدیم؟ و خودمون رو با تمدن می دونیم؟ عجب!!! الانه پدر و مادر ها می دونن و فرزندا به عقل پدر و مادرشون اعتماد می کنن. قبلا اگر نیاز جنسی یه سری از فرزندان کار رو به جایی می رسوند که اتفاقی می افتاد و انگشت تعجب همه رو به دهن می گزید بخاطر نیاز درونی و نادانی فرزند بود. الان نادانی و جهالت پدر و مادر هم اضافه شده و بچه بی گناه حتی اگر نیازی تا 18 سالگی احساس نکنه پدر و مادر با اصرار و از ترس بوجود نیومدن اون احساس و سرریز شدنش، میان بچه رو وارد تحریکات جنسی می کنن.

وا عجبا !!! العاقل بالاشاره.

والسلام

آبان 1385



 
نیاز به عبادت در انسان
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

سلام
اذکار
به عبادت بدون ذکر نگاه کنید. یعنی نماز بدون ذکر. و به عبادت فقط ذکر نگاه کنید. و هر دو را امتحان کنید. جان نویسنده یک بار چهار رکعت را در حال خوابیده و با وضو به نیت نماز مستحبی در هنگام کسالت یا مریضی بخوانید و فقط ذکر بگوئید. و هنگامی دیگر فقط نماز را بدون ذکر. آنگاه یک بار نماز واجب خودتان را به همان اندازه که در حرکت مثلا سجده می مانید بمانید و سر از سجده بر ندارید و یک بار ذکر را بگویید و سپس باز هم مکث کنید در سجده.
العاقل بالاشاره
آبان 1385



 
چهار توصيه از ظهور تا انتظار ... تا ازدواج و زندگي
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ آبان ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

توی نمایشگاه قرآن می گشتم دنبال کسی که گمشده اش رو پیدا کرده باشه. ازش بپرسم راه درک و لمس حضور امام زمانش توی دلش چی بوده؟ دنبال کسی بودم که حس کنم امام زمانم نه به چشمانش بلکه اون نور به قلبش ظهور کرده باشه. دنبال کسی که تمام اعضا و جوارحش منتظر نه درک حضور فیزیکی اون مقام الهیُ بلکه با خودسازی در حال مهیا کردن مقدمات باشه. 

و پیدا ش کردم چون جوینده یابنده است. هر کی نور رو دیده باشه از حرف زدنش و اعمالش میشه فهمید. آری او منتظر بود چون در حال خودسازی بود. و می دونیم که همه ما در مسیر هستیم و هیچ وقت مقصد رو نباید ... اینجا ... تلقی کنیم.

وین راه را نهایت صورت کجا توان بست

کز صد هزار منزل بیش است در بدایت

بهم یاد داد و توصیه ام کرد به تقوا و من آویزه گوشم کردم.

چهار توصیه:

۱- صلوات بفرست و بر او  و خاندان طاهرش سلام و درود و صلوات بفرست و دعا کن برای تعجیل در فرجش و به این صورت ظرف خودت و ظرفیتت رو زیاد کن. آقا به نبی قسم که جواب داد...

۲- اگه رفتی خاستگاری سر و چشمت رو بنداز پایین و اصلا نگاه نکن تا وقتی که دلت بهت لبیک گفت تا وقتی تمام عناصر وجودت بهت لبیک گفت . فقط صحبت کن و گوش کن و سنگین و سبک کن و ...

۳- اگر توبه کردی تبدیل شدی به آدمی که پاک پاکه مثل روز اولی که به دنیا اومدی و متولد شدی اما با عقل کامل تر و تجربه های بهتر.

خودت رو بساز برای نبرد با نفس و اون جهاد اکبر که امام خمینی انقدر بهش سفارش کرده و بزرگان راه ها برای اون گفتند

۴- تقوا



 
دعا می کنم برای قربت به خدا که تو رب العالمينی و ....
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

خدا نام خدا به نام خدا قبل از سلام سلام

تو رب العالمینی که تربیت و صلاح همه بندگانت را می خواهی ... سلام بر آنانکه راه حق را هر روز در نزد خود پاک تر از دیروز می دارند و هر روز مسلمانیشان تازه تر می شود.

سلام بر ملتی که راه رسول خدا را ادامه دادن افتخارش است.

و سلام بر همه کسانی که بخاطر خدمت به خلق خدا خواب به چشم هایشان نمی آید.

راه خمینی یعنی راه حق. و ادامه دادن آن یعنی ادامه دادن مسلمانی مان.

این هدف ماست چه از دنیا نداری چه از علم اندوزی چه از سیاسی بودن.

تشکر و قدر دانی من به خدا و از خدا به هر آنکه خدمت می کند و اوست که بهتر از همه ما از احوال ما آگاهست و بهترین و با ارزش ترین پاداش ها همانا تشویق و تمجید مردم نیست بلکه رضایت اوست.

خدا نگهدارتان

سید صابر طباطبایی یزدی

28 مرداد 1385

تهران



 
نمايشگاه قرآن و طليعه ای ديگر از انقلاب و نظامی که بر پايه اسلام و حق است
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ مهر ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

می خوام از تلاش های ارزنده ای که در نمایشگاه قرآن در ماه مبارک رمضان شده یادس کنم و تشکر خودم رو به عنوان یه مسلمون و یه جوون و یه متفکر و نویسنده و محقق و جوینده راه حق ابراز کنم و بگم در دریای این همه کتاب و انوار و نعم الهی ما باید یک زیر بنای قوی داشته باشیم تا راه رو بشناسیم و خوب بتوانیم از این امکانات استفاده کنیم تا خوب و بهتر از قبل رشد کنیم و خواسته های ولایت فقیه مان را که می گوییم بند متصل کننده تسبیح وجویمان و نگهدارنده همه دانه های تسبیح وجودمان است را پاس بداریم و قدرشناسی را اینگونه انجام دهیم که ایران ما جوانان ما و دانشمندان ما بالاترین سطوه ایمانی و علمی را در کنار هم کسب کنند و نام ایران را به نام بنیانگذارش در طلیعه نام کشور های مسلمان به احتزاز در بیاورند.

خداوند روح پر فتوح آن بنیانگذار را به درجات عالی نائل کند. که ایرانی داریم که اینگونه تجمع ها بر پا میشود.(به جای آن همه مجالس گناه و فحشایی که به دست شاه و شاهان گذشته که فاسقان و طاوتیان بودند ....)

آقا همیشه از سال های گذشته خدمت را توسط ما جوانان اینگونه برایمان تعریف کرده اند که بتوانیم همه عمرمان را مانند شهیدان و پاسداران و مانند خونی که فدای اسلام و ایران کردند٫ ما نیز با فدا کردن عمرمان در راه تحصیل علم بتوانیم مثل آنان به مقام شهادت نائل شویم. ان شاء الله

سید صابر طباطبایی یزدی  ۱۴ مهر ۱۳۸۵



 
عاشق ترين ها هستن كه مي تونن عارف ترين ها بشن چونكه ...
ساعت ٥:٥٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

... چونكه يه چيز هايي توي مسير از خود گذشتگي ها و صبوري ها شون مواجه شدن كه خدا رو حتما بيشتر و والا تر و پر رنگ تر خواهند ديد

 

خدا خودش به ما ياد داده كه چگونه بپرستيمش چجوري ازش بخوايم.



 
مي خوام اسلام رو بهتر بشناسم و بدونم اسلام من چي ميگه؟
ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

لطفا نظر تون رو برام بنويسيد

ما جوونا از تجربه هاي دوستي نه چندان مناسب و اصولي مون كه توي فرهنگ نوي كوچه بازاري مون در اصطلاح ميگن دو نفر دختر و پسر با هم دوست شدند و آشنايي اونها به حدي شده كه فقط مي خوان تازه از جنس مخالف سر در بيارن و ببينن با تجربه كردن و گذشت زمان چقدر مي تونن و مي دونن؟ و اصلا شرايط ازدواج رو نه از لحاظ داشتن ايده ها و شناخت كافي دارن و نه جنبه اقتصادي و توانايي در انجام تصميمات جدي و زفت و رفت كردن نياز هاي خام و پخته همسرشون.؟

اونها گردش ميرن و حرف مي زنن و راضي هستند. مي خندن و وقت و عمرشون رو مي گذرونن و ظاهرا فعلا كه راضي هستن. و اگر هم راضي نباشن ايده جديد تر و بهتر و روشن تر و عاقلانه تري به ذهنشون نمي رسه.(اما همه اون رضايت هاي ابتدا و روز هاي اول با آشنا تر شدن در طيف وسيعي از دختر ها و پسر هاي ديگه به اين منجر ميشه كه شايد فكر كنن كه ميشه با ديگري هم از نو با شيريني روز هاي اول تجربه هاي قبل رو از نو آغاز كرد.)

چي؟ ازدواج. خواستگاري .؟ اونها پدر و مادر هاي خودشون رو در زندگي كه تشكيل دادند شايد مقصر هم بدونن. واسه همين فكر مي كنن اساس آشنايي ها و تصميمات پدر و مادر هاشون شايد غلط بوده. شايد بايد به نحو ديگري از عقل در انتخاب و عهمل استفاده مي كردند. براي همين دست به تجربه روش هاي جديد و عامه تر مي زنن.

مقدمه ديگري كه براي طرح سوالم بهش نياز دارم اينه كه: با تجربه هاي متعدد و به اشتراك گذاري تجربه هاي مختلف كه از دوستان ديگرشون بدست ميارن به اين نتيجه رسيدن كه عشق، (عاشق شدن) و (عاشق كردن –معشوق بودن)‌شايد جاش زمين نيست. و به هيچ وجه امكان نداره روي زمين با يه موجود زميني ديگه مي خواي با كمال از خودگذشتگي و يا با كمال خود خواهي عاشق كني و يا عاشق بشي، وجود قدرت و معشوقي فراتر هست كه همه چيز رو زير رو رو مي كنه. اونها حتي به وجود شيطان و ايراد ها و خواسته هايي كه شيطان براي رسيدن به هدفشون اونها رو باز مي داره هم اذعان دارن. ما جوونا فهميديم كه وجود عشق زميني اونطوري كه ما دلمون مي خواد و يا شايد توي رويا هامون دنبالشون مي گرديم نيست. نميشه يكي نميذاره. چه ما با خود خواهيمون و اجازه دادن به شيطون در تلقين اينكه اون انسان اون چيزي نيست كه ما مي خواهيم ، ما رو وادار به ايراد گرفتن و اذيت كردن ونا خود آگاه طرد طرف مقابلمون مي كنه و يا با دلايلي كه از روي عقل در مقايسه هامون پيش مياد به اين نتيجه ميرسيم كه اون چيزي مي خواهيم رو به دست نياورديم و يا با غرور و خود خواهي و خود بزرگ بيني و يا با رعايت اخلاق و ميدون دادن به طرف مقابل واسه اينكه مغرور بشه و يا با ...

به هر دليلي ، چه نيكو و شايسه و چه شيطاني و پليد. به خطي مي رسيم كه من اسمش رو خط آخر ميذارم. و يكي با يه بار تجربه كردن و ديگري با هزار بار تجربه كردن بهش ميرسه و درسته كه هر بار مي فهمه كه نبايد پافشاري كنه اما بالاخره بعد از چند بار مايوس شدن مي فهمه كه هر كسي روي زمين كمبود داره و فقط خداست كه مي تونه نياز هاي اون رو جبران كنه و اين طور ميشه كه دل به خدا ميبنده و مي خواد حالا همه چيز رو توي خدا جستجو كنه.

ميگه پدر من مادر من مهربوني و كمبود ها و نداشته هام رو مي سپرم به خدا. انتخاب هام پتانسيلم و تكيه گاهم خدا باشه. و حتي به جايي ميرسه كه اشتباها فكر ميكنه كه شايد بشه مثل راهبه ها تا آخر عمر خودش رو تسليم خدا كنه و اينجوري ميشه كه از فكر كردن باز مي مونه چون فكر مي كنه كه نشدنيه و توان انجام اون كار رو نداره و شايد ظرفيت بالايي رو ميطلبه كه فعلا توانش رو در اختيار نداره و اينطو رميشه كه باز مي مونه و بي خيال ادامه دادن به فكر كردن و به نتيجه رسيدن ميشه.

حالا من مي خوام بدونم من كه فكر ميكنم با زندگي بر پايه خداشناسي و نياز هاي متقابلي كه در دو طرف هست شروع ميشه، و ادامه پيدا مي كنه با همبستگي و همكاري و دست به دست هم دادن و كنار هم بودن و مشكلات رو يكي يكي با صبر و بردباري و تدبير حل كردن و يك گام يك گام به موفقيت و آسايش و خوشبختي نزديك تر شدن و فهميدن اينكه هر آدمي كه پاش رو بانيت پاك توي اين مسير بذاره حتما با توكل به خدا موفق ميشه، كنار هم به توانايي هاي هم پي ميبرن و عاشق هم ميشن از اين جهت كه صبوري و بردباريشون ثمر داده و نيش هاي شيطون و تير هاي نا تمام شيطون رو تونستن با توكل و برنامه ريزي و تلاش و پشتكار سپري ازش بسازن و همه رو دفع كنن.



 
خاطرات اصفهان
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

عجب اتفاق های عجیبی توی اصفهان افتاد. از هتل تا خوابیدن در باغ غدیر و شب قدری که برای همراهان من پیش اومد

سلاما قولا من رب العظيم
نمی دونم درست نوشتم يا نه.
اما جواب سلام رو بايد بايد خودش داد. خيلی خوشحال شدم که از معنا و مفهوم اين دو لغت که خودشان هم مکررا در قرآن تکرار می شوند جامه جهلم را زدودی.
چيزی نيست بجز هدايت خدا که نصيب من شده و خدا را شکر که مومنان خدا در نزديکی ظهور منجی عالم در انتظار صحيحی سير را به تکامل می رسانند



 
تفسير آيه الكرسي فارسي تفسير نور
ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!
تفسير سوره آيه الكرسي را بخوانيد و با دقت بخوانيد. همين.

http://www.ghadeer.org/qoran/t_noor_1/noor1023.htm
 تفسير آيه الكرسي فارسي تفسير نور





 
شكر
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!
امروز بعد از مدت ها برادرم عبدالبشير رحيمي رو ديدم و اولين سوالي كه ازش پرسيدم اين بود كه:
ميشه پدر و مادرمان اسلام رو نشناسن و فقط شناسنامه اي مسلمون باشن و فرزندان هم اونها رو دوست داشته باشن و گرفتار جهل شده باشن و راه نجات داشته باشن.
گفت: ايمان، فقط بايد راه رو همونطور كه توي قرآن نوشته برن و هيچ بحث و جدالي نكنند و فقط راهي رو كه پيدا كردند تا انتها برن و اسلام رو بهتر بشناسن و ...
البته امروز يه داستاني سهرابي برام از يكي از كله گنده هاي شركت گفت كه دقيقا فهميدم كه ميشه فرزندان اون جور خانواده ها هم نماز اول وقت خوان بشن.
خدايا شكرت.


 
وضو بگيريد و قبل از نماز چند لحظه اي بيانديشيد
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ شهریور ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

تفكر اساس اسلام و شيعه و انسانيت است. هر سه اين مضامين راه صحيح انسان سازي است به ساختن نفس و تهذيب آن منتهي مي شوند. وقتي به اين فكر مي كنم كه چه شد كه من مي انديشم و سياهي را از سپيدي تميز مي دم فقط و فقط به اين نتيجه مي رسم كه بخاطر توجه و مشغول كردن ذهنم به غير، به احاديث و حرف هايي كه از راديو و تلويزيون مي شنوم مي انديشيدم. و چه شد كه راديو تلويزيوني موجود بود كه به من هديه اي به اين ارزشمندي داد؟ انقلاب. و چه نيرويي بود كه امام را واداشت تا انقلاب اسلامي باشد؟ فرهنگ واقعي و عملي و تئوري شيعه. و اين سرچشمه ناب از جائي بجز 14 معصوم نمي جوشد. و رسانا و هادي كه اين علم را زنده و پويا حفظ كرده اند و امانت داري هم ايشان بوده كه منجر به تغذيه ما از آن علم ناب شده. آنها كساني نبودند بجز امام خميني ها و روحانيون.

و چون همه نگاه ها به انتقاد به اين قشر است و كسي توجه به اين مسئله نمي كند و حتي لحظه اي با نگاه منصف به اين امر نمي انديشد كه چه قشري هستند از ميان همه اقشار اين مملكت كه اگر حاكم بودند، مملكت را به بيگانه نمي سپردند و يا، فكر مردم را به بت پرستي بت هاي غربي معطوف نمي كردند؟ منظورم را واضح تر مي گويم. ابتدا از غرب و تفكر غربي و رفتار تازه ساخته شده غربي و ... بتي مي سازند و جلوه و آب و رنگ مي دهند، و سپس برايش در ميان افكار تبليغ مي كنند. بهتر است كه بگويم براي تفكر فاسدي كه پذيرفته اند و خود نيز در حال سجده به بت پوچ غربي هستند، سنگ به سينه مي زنند.

روحانيت، آنها تنها كساني هستند كه با طاغوت واقعي و همان كلام معروف امام خميني شيطان بزرگ مبارزه مي كنند.اين چيزي است كه من از قرآن و احاديث و چيزي كه مي توانم با آن بد و خوب را تشخيص دهم و حال آنكه نتوانم معصوم باشم. اما حداقل خوب و بد را اونطوري كه هستند ميبينم و نه آنطوري كه خودم و نفسم دلمان مي خواهد كه باشيم. من اگر دلم بخواد ربا خور باشم نميگم چون از ديد من ربا خوردن غلط نيست و چون من نمي توانم از اين كار بد اجتناب كنم پس بد است. و يا اگر شيفته فلان تفكر غربي در جنبه هاي روابط جنسي هستم و شهوت من را بسيار شيرين جلوه گر مي كند و من را براي پرستش خودش به سجده وادار مي كند، بگويم آن ايدئولوژي صحيح است. نه، خيلي از مردم را ميبينم كه راه زندگيشان را از روي غرب انتخاب كرده اند چون يا پپدر و مادرشان بت غرب را مي پرستيدند و يا خودشان دلشان مي خواهد همه فكر و ذكر و آينده خود را بر روي آن مسير ترسيم كنند. و چيزي را براي آينده خود رقم مي زنند كه نفس پليد و شيطان درونشان براي ارضاي لذات و خواسته هاي پوچ دنيايي به ايشان مي گويد.

 



 
واي خدايا امشب چه اتفاقي افتاد،
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ شهریور ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

 حديث از پيامبر: وقتي بنده اي در اطاعت از خدا كوتاهي نمايد، خداوند او را به غم مبتلا كند.

 

 و چه غم شيريني است كه بنده بفهمد و شيريني توبه را حس كند.

و شاري كه از بازگشت تو به سوي پروردگارت ايجاد مي شود چقدر پر قدرت است، انسان محسوس متوجه مي شود كه مثلا بعد از مدتي چقدر اين نماز و روزه حال داد. چقدر متحول شدم. چقدر احساس منقلب شدن به انسان دست ميده. و از نزديك خدا رو لمس مي كنم.

 

زير اس ام اس كه نوشتم فكر كنيد و به من هم بگيد يعني چي؟

 

احسان جواب داد و آشوبي در دلم ايجاد شد.

 

نوشت كه : و من اعرض عن ذكري فان له معيشه ضنكا و نحشره يوم القيامه اعمي سوره طه آيه 124

و من نفهميدم كه چيه و زنگ زدم و پرسيدم و گفت توي بينش دبيرستان بوده و يادمون رفته و دقت كنيد كه يادمون رفته. و به شوخي گفت و چه رندانه گفت كه اگه خوب خونده بودي الان يادت بود. و بعد از اينكه برام معني كرد كه ترجمه فارسي اين آيه يه همچين چيزي ميشه ... خوش و بش كرديم و من اومدم سراغ سي .دي قرآن و سرچ كردم و چند تا آيه بعدش رو هم كه خوندم .. ديگه نمي دونيد چي شد. حالي بهم دست داد كه سابقه نداشت.مفاهيمي بود دردناك تر از غفلت و تكبر و ظلم. مفاهيمي عميق تر از تسبيح و وحدانيت و درك صفات خدا. مفهومي بود برخاسته از همان توصيه اي كه پدرم به من كرد و آن هيچ نبود جز اين يك جمله:

اگه مي خواي راز خلقت و آفرينش رو كشف كني به داستان اخراج شيطان از بهشت و نزول انسان بر زمين فكر كن و بيانديش و بخوان و تامل كن. هر چه بيشتر بهتر. (هبوط)

جلد 13 تفسير نمونه صفحه 325 رو بخونيديا در اينترنت تفسير الميزان همين آيه رو پيدا كنيد. و بخونيد. ببينيد نقش احان در خداشناسي من امشب چي بوده؟

 



 
بقره 49-50-51
ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

من یه داستان سه خطی می گم و میرم.

توی این سه تا آیه خدا داره می گه یادتون بیاد که وضعتون چی بود و نجاتتون دادیم و حالا که جلوی چشمتون کسایی که داشتن به شما ظلم می کردن و فامیل و خونوادتون رو به اسارت می بردن حالا قدر بدونین.

زمان زمان شاه بود. تلویزیون حرفی از انسانیت و کلام امام صادق و نماز و اذان نبود و به قول بعضیا که اون موقع رو دیدن جوری بود که انقدر دیر به دیر اذان رو از این ماه رمضان تا اون ماه رمضون نمیشنیدیم که وقتی میشنیدیم فکر می کردیم که خدا اومده روی زمین.( بعضی ها همین جا می گن که دیدی اون زمان بهتر بود دلمون میشکست حال می کردیم. آری هر چیزی با چیز هم سنخ خود سنخیت خود را میبابد)

حالا که از طرفی اذانی هست از اون طرف گناهی نیست. از طرف دیگه هم من و تو اینکاره نیستیم که صبح تا شب اونقدر گناه کنیم و مزه شیرین گناه رو به خودمون بچشونیم که از صبح یه بند تا شب خودمون رو مشغول کنیم ! پس بیایم و یه نمازی که خدا برامون مقدر کرده و یه نگاه به ترجمه فارسی و عربی اون هم بندازیم. یه کمی هم خوددار باشیم و چند تا دونه از گناه و غیبت و بد رفتاری هامون بکاهیم شاید ...

به قول پدر که می گه تازه اون راه بهتره رو هم که میری می فهمی که تفاوت تازه 999 و 1000 زیاد اختلافی بین ما بنده ها نیست و اگه این یک رو انجام بدیم زیاد فرقی تاره به اندازه 3 رقمی و جهار رقمی بودن این دو تا عدد هم نداره و تازه اول راهیم و اصلا و ابا واسه چهار تا دولا راست شدن و گریه کردن و حتی نماز شب خوانا و قرآن به سر گیرا و اینها نباید به خودشون مغرور بشن.

خونوادمون رو به اسارت میبردن یعنب چی؟ یعنی چی همسرانمون رو زنده میبردن؟ کجا میبردن؟ خب معلومه وقتی همسر و بچه شما مجبور باشه بی حجاب بره بیرون انکار داره واسه مردم تو خیابون خودنمایی می کنه.

حالا که خدا خواسته چهار روزی ما رو امتحان کنه و توی خیر و خوشی باشیم و گناه نکنیم باید قدر این وضع رو دونست و گر نه شیطانی که همه چیز رو همین حالاش هم واسه شکر خدا کردن بد جلوه میده در صدد تغییر اوضاعه و وقتی کارش کرد دیگه باید فقط غصه بخوریم ها.

آقا ! خانم ! فرصت کمه. خیلی کم شاید همین فردا پس فردا نباشیم. پس به فکره لحظه ای بیشتر به خدا نزدیک تر شدن باشیم. شاید فرجی شد و یه شبه ره صد ساله توبه و قرب و نزدیکی به خدا رو طی کردیم.

قدر فلان دوستی رو بدونیم که توش فقط سازندگی بود. و بفهمیم حالا که نیست فقط شده خسران و وقت تلف کردن و واسه آخرت فقط ندامت

به قول یه دوستی که اصلا از مرگ نمی ترسید. میگه:"من از چی بترسم؟ روحم جاودانس آدم وقتی میترسه که ندونه چی میشه؟" وقتی از خدا حرف میزنه دوست داری روبروش بشینی تا صبح به حرفاش گوش بدی. اصلا هم ادعای خداشناسی اش نمی شه ها ولی باهاش که هستی و ازش که حرف میزنه بال در میاری.

بقره 49-50-51



 
 
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!
اگر راه دیگه ای بجز نماز و بندگی و طاعت و اطاعت از دستوراتی که به ما رسیده وجود داره به ما هم لطفا بگین!
اگر راه دیگه ای جز نماز خوندن برای اتصال به خدا هست به ما هم لطفا بگین!
آخه یه دوستی می گفت من آخر شب دلم رو صاف رو می کنم و توی رخت خواب با خدا راز و نیاز می کنم. خب ای ول . اون سر جاش اون هم بکن این هم بخون. بد میگم؟
اگر ذکری بجز صلوات برای اتصال به خدا و پیغمبرش خدا قرار داده به ما هم لطفا بگین!
اگر ببجز و خضوع و خشوع در سجده و رکوع فضیلتی خدا به ما برای انجامش دستور داده به ما هم لطفا بگین!
اگر عقلمون بیشتر از خدا و پیامبرش و امامانش میرسه و نماز دیگر گون و یا عبادتی قشنگ تر برای انسان اختراع کردیم به ما هم لطفا بگین!
اگر قراره عقل ما توی مسائل ماورائی اصلا توی مسائل تعقلی تونسته گوشه ای از این دریا رو تصرف کنه به ما هم لطفا بگین!
اگر به قول امام خمینی ... ادامه از وبلاگ دیگرم
http://namaz19.persianblog.ir

 
کتاب
ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

اخلاق در خانواده جناب حجت الاسلام و المسلمین سيد علي اکبر حسيني
http://www.hosseini.parsgig.com

http://salambarkhorshid.blogfa.com

http://hosieni.blogfa.com/

براي تهيه کتاب مي توانيد:

1- با ايميل akhlaghdarkhanevadeh@gmail.com در ارتباط باشيد.

۲- با تلفن 09121516195 تماس حاصل نماييد.

۳- از طريق "انتشارات مدرسه الامام علي بن ابي طالب(ع)" اقدام فرماييد.

---
ناشر کتاب هم در اين زمينه توضيحات جامعي داده است که خواندن آن خالي از لطف نيست:

... پس از گذشت حدود ۱۵ سال از آخرين چاپ کتاب اخلاق در خانواده، به فکر افتاديم که براي پاسخگويي به درخواستهاي مکرر و نياز خانواده ها -خصوصا جوانان- مجددا اين کتاب راهگشا و مفيد را منتشر کنيم. لذا با کسب اجازه از مؤلف محترم و با حروف چيني و صفحه آرايي و طراحي روي جلد جديد، همراه با اضافاتي مثل پاورقي ها، خلاصه زندگي و چند تصوير از مؤلف، کتاب را به علاقمندان تقديم کنيم. توضيح اينکه اين کتاب شامل نامه هاي بينندگان برنامه تلويزيوني اخلاق در خانواده و پاسخ هاي دقيق و کاربردي استاد سيد علي اکبر حسيني به اين نامه هاست؛ بنابراين هر بخش و هر نامه از اين کتاب را که بگشاييد، مطلبي مستقل و پندآموز و زيبا درمي يابيد. اين کتاب طي سالهاي گذشته در ۱۳ مرحله چاپ و مجموعا حدود ۱۰۰ هزار جلد، نشر و توزيع شده و چندين سال است که در بازار کتاب، ناياب شده است. اميدواريم چاپ مجدد آن در اين مرحله که در تيراژ ۵۰۰۰ جلد انجام شده، خدمتي به فرهنگ و اخلاق جامعه باشد

 
 
ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!
امشب داشتم وب گردی می کردم و همسنطور واسه خودم از اسم معلم هام و مدرسه هام سرچ می کردم شاید همکلاسی قدیمی پیدا کنم.
این رو دیدم
صابر امید انقلاب مدرسه
http://saberbostani.tripod.com/id17.html

 
ا گر شيعه حق است، چرا در اقليت است و اكثر مسلمانان جهان، آن را نپذيرفته اند؟
ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!
شناخت حق و باطل، در گرو كمي پيروان و يا فزوني آنها نيست. در جهان امروز، نسبت مسلمانان به منكران اسلام، در حدود يک پنجم يايک ششم است. اكثريت ساكنان خاور دور را بت پرستان و گاوپرستان و ساير منكران ماوراء طبيعت تشكيل مي دهند. چين با جمعيت متجاوز از يک ميليارد، جزء اردوگاه الحادي كمونيسم است و اكثريت مردم هندوستان را، كه نزديک يک ميليارد جمعيت دارد، گاوپرستان و بت پرستان تشكيل مي دهند. و از سويي چنين نيست كه اكثريت، نشانه حقانيت باشد. قرآن مجيد غالباً اكثريت ها را نكوهش نموده و به ستايش از برخي اقليتها مي پردازد، كه در اين مورد به عنوان نمونه، به برخي از آيات اشاره مي نماييم: 1- «ولا تجد أكثرهم شاكرين».[1] (اكنون آنان را سپاسگذار نخواهي يافت.)2- «إن أوليائه الاّ المتّقون ولكنّ أكثرهم لا يعلمون».[2] (اولياي وي نيستند مگر پرهيزكاران، وليكن اكثر آنان نمي دانند.)3- «وقليلٌ من عبادي الشّكور».[3] (واندكي از بندگان من سپاسگذارند).بنابراين، انسان واقع گرا، هيچگاه نبايد از اقليت پيروان آيين خود بهراسد و نيز نبايد به خاطر اكثريت آنان مباهات كند. بلكه شايسته است چراغ عقل را روشن سازد و از نور و فروغ آن بهره مند گردد. مردي به اميرمؤمنان علي (عليه السلام) عرض كرد: چگونه ممكن است كه مخالفان تو در جنگ جمل، كه اكثريت نسبي را تشكيل مي دهند، بر باطل باشند؟امام (عليه السلام) فرمودند: «حق و باطل، با مقدار پيروان، شناخته نمي شود، حق را بشناس، اهل آن را خواهي شناخت. باطل را بشناس، اهل آن را خواهي شناخت».بر يک فرد مسلمان لازم است كه اين مسأله را از طريق علمي و منطقي تحليل نمايد و آيه «ولا تقف ما ليس لك به علمٌ»[4] را بسان چراغي فرا راه خود قرار دهد. گذشته از اين، هر چند شيعه از نظر جمعيت به پايه اهل تسنن نمي رسد، اما اگر سرشماري دقيقي صورت گيرد، معلوم خواهد شد كه يک چهارم مسلمانان جهان را شيعيان تشكيل مي دهند، و آنان در نوع مناطق مسلمان نشين دنيا زندگي مي كنند[5] و در تمام برهه هاي تاريخ، در ميان آنان دانشمندان و نويسندگان نام آور و صاحبان تصانيف و آثار مي زيسته اند. شايسته است روشن گردد كه پايه گذاران علوم اسلامي نيز غالباً شيعه بوده اند كه در ميان آنان: ابوالأسود دوئلي ، پايه گذار علم «نحو». خليل بن احمد، پايه گذار علم «عروض». معاذ بن مسلم بن ابي ساره كوفي ، پايه گذار علم «صرف».و ابوعبدالله محمد بن عمران كاتب خراساني (مرزباني ) يكي از پيشتازان علم بلاغت به چشم مي خورند. [6] براي آگاهي بيشتر بر تأليفات انبوه علما و دانشمندان شيعه، كه شمارش همه آنها بسيار دشوار است، مي توانيد به كتاب ارزشمند «الذريعة إلي تصانيف الشيعة» مراجعه كنيد و نيز جهت آشنايي با شخصيت هاي بزرگ شيعه، كتاب «اعيان الشيعة» و براي كسب اطلاع از تاريخچه شيعيان «تاريخ الشيعة» را ملاحظه فرماييد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - اعراف: 18.
[2] - انفال: 34.
[3] - سبأ: 13.
[4] - اسراء: 36.
[5] - براي توضيح بيشتر، به كتاب «اعيان الشيعه، ج1، بحث12، ص194» مراجعه شود.
[6] - در اين مورد، مي توانيد به كتاب «تأسيس الشيعه»، به نگارش سيد حسن صدر مراجعه فرمائ

منبع : سایت الغدیر
http://www.al-ghadir.org/Show.php?Page=ViewQA&QAID=4



 
← صفحه بعد صفحه قبل →