پرسيدم
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

يه سوالی ازش کردم. به اون گفتم عبدالبشير ! چرا  می گی عالمان ايرانی ما در دين خيلی می دانند؟چرا می گی وارثان پیامبرانند؟ پس چرا؟ مردم ما راحت به همه اونا فحش و ناسزا می گن؟ پس حق با کيه؟چه کسی داره حق میگه؟
مردم برای زندگی خود نقشه ها و آرزو ها دارند. اما در برابر مشکلات مالی و یا بیماری ... حریص مال دنیا می شوند و می با اعتراض می گویند چرا ما در برابر عبادتی که می کنیم و یا در برابر ایمانی که به خدا داریم و یا اسلامی که از آن پیروی می کنیم. مزدی نمی گیریم. پول نداریم بدبختیم. مریضی و مشکلات و مصیبت هایی داریم. با جهالتی که دارند و با اعتراض هایی که بر خدا و مشیتی که خدا برایشان قرار داده است. اعتراض به خدایی که منزه از هر نقص و زوال است را در پیش می گیرند و راه درتی که ادعای پیشروی در آن را داشتند گم می کنند و به سمتی دیگر که شیطان رهبریشان می کند در پیشند. و باز هم اعتراض ! به خدا !!! خدایی که از کسی دستور نمیگیرد را می خواهند با اعتراض و ناراحتی فرا بخوانند.و حال بنده ای که با اظهار عجز در برابر قدرت خدا و علم لایزال او به کسب نیروهای لازم برای تکامل و پیشرفت می پردازد و  ان شاء الله ( اگر خدا بخواهد)در حالی که تحمل سختی و مشکلات صعود قله را بر جان می پذیرد، می داند که صلاح خدا برای بندگان صالحش و حتی بنده ای در مقام پایین تری از معترضان است و اما در حال بالا آمدنبه سوی خدای خویش استو تا جایی که معترضان در حال سقوط هستند و نمی دانند که مسیر خداشناسی تواضع و خشوع و سر به زیری و ترس از قدرت خدای تبارک و تعالی و سر تعظیم به سوی پروردگاری که :
به قول حضرت مولانا که می فرماید:
تو گل بدی و دل شدی جاهل بدی عاقل شدی.
زانسو کشیدت اینچنین زانسو کشانت کهشکان
http://mowlavi.recent.ir/default.aspx?item=14703
پس ما بندگان در برابر مشیتی که پیش رو داریم نباید اعتراض کنیم. اعتراض ما در برابر خدا ما را از صعود به قله های رفیع تکامل باز خواهد داشت.
گفت: خودشون نمی دونند و از کسی هم نمی پرسند. و عذاب برای کسانی که کم می دانند هست. اما گناه بزرگتر ايشان اين است که نمی دانند و از کسی هم نمی پرسند.
داستانی از حضرت محمد تعريف کرد. که حالا من در اينجا فقط به عنوان يک روايت تعريف می کنم تا برای آنها که اهل فکرند نه ايراد
جايی بوده که اموال پيامبر رو بين کسانی تقسيم می کردند. کسانی که ايمان واقعی به پيامبر داشتند و به قدری عالم بودند که می توانستند از آنها مواظبت کنند و اينها چيزی نبوده جز آموخته های پيامبر گراميمان. آنها وارثان بر حق پيامبرند بر روی زمين.


خدا از مشرکین بی نیاز است سوره توبه

زمان مناسبی برای انجام این کار نیست سوره مومنون


http://quran.persianblog.ir/

 http://behrooz3959.persianblog.ir/1383_5_31_behrooz3959_archive.html