از صحيفيه سجاديه
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٤  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

عما یجیب المضطر ... (دعايی که برای شفا مريض می خونيم.)

انسان می تونه به انقطاعی از دنیا راه پیدا کنه که شیطان دیگر بهش دسترسی نداره.

و مث تاریکی که در نور راه نداره و نور که در تاريکی راه نداره ! (از لحاظ علمی برای تعريف دست به دامن لغات و جمله هايی برای تعريف دقيق هستيم. اما اينجا داريم عاميانه برخورد می کنيم. که اون هم دليل داره و توضيح خواهيم داد)

تاریکی توی نور جای نداره.

ج.آ: دافعه ها وجود نداشته باشند.... مثل آتش که با حضور آتش و گرما و ماده سوختنی ... شرايطی برايش فراهم می شود که می تواند شعله بگيرد.

 و نباید مثلا آب حرارتش را بخواباند.

 

سیب و گلابی ضرری نداره و می دانيم که ميوه باعث قوت میشه اما  معده انسانی که نمی پذیره مثلا به دليل بيماری باعث ضرر هم ميشه.

و اگر کسی قلبش در ضلالت باشد مثبت ها براش٬ منفی به نظر میاد. و جدال می کنه و بحث نمی کنه برای تبدیل شدن و رفتن دنبال فهمیدن حقیقت.می خواد اصرار کنه که ... .در صورتی که در دستورات اخلاقی مون داریم:

بهاء الدین:بدنبال ثبوت باشید نه دنبال اثبات !!!

 

در صحيفه ادامه می دهد که خدايا من گناه کردم و و بزرگی مخالفت خود را بزرگ ميبينم چون قبلا که عصیان بزرگ رو انجام میدادم و نمیدیدم ٬ چون گناه کوچک در "محضر بزرگ خدای بزرگ" در حال انجام شدنه پس بزرگه !

مثل شیطان که در محضر خدا شروع به منطق آوردن کرد و از درگاه خدا طرد شد.