ا گر شيعه حق است، چرا در اقليت است و اكثر مسلمانان جهان، آن را نپذيرفته اند؟
ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٥  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!
شناخت حق و باطل، در گرو كمي پيروان و يا فزوني آنها نيست. در جهان امروز، نسبت مسلمانان به منكران اسلام، در حدود يک پنجم يايک ششم است. اكثريت ساكنان خاور دور را بت پرستان و گاوپرستان و ساير منكران ماوراء طبيعت تشكيل مي دهند. چين با جمعيت متجاوز از يک ميليارد، جزء اردوگاه الحادي كمونيسم است و اكثريت مردم هندوستان را، كه نزديک يک ميليارد جمعيت دارد، گاوپرستان و بت پرستان تشكيل مي دهند. و از سويي چنين نيست كه اكثريت، نشانه حقانيت باشد. قرآن مجيد غالباً اكثريت ها را نكوهش نموده و به ستايش از برخي اقليتها مي پردازد، كه در اين مورد به عنوان نمونه، به برخي از آيات اشاره مي نماييم: 1- «ولا تجد أكثرهم شاكرين».[1] (اكنون آنان را سپاسگذار نخواهي يافت.)2- «إن أوليائه الاّ المتّقون ولكنّ أكثرهم لا يعلمون».[2] (اولياي وي نيستند مگر پرهيزكاران، وليكن اكثر آنان نمي دانند.)3- «وقليلٌ من عبادي الشّكور».[3] (واندكي از بندگان من سپاسگذارند).بنابراين، انسان واقع گرا، هيچگاه نبايد از اقليت پيروان آيين خود بهراسد و نيز نبايد به خاطر اكثريت آنان مباهات كند. بلكه شايسته است چراغ عقل را روشن سازد و از نور و فروغ آن بهره مند گردد. مردي به اميرمؤمنان علي (عليه السلام) عرض كرد: چگونه ممكن است كه مخالفان تو در جنگ جمل، كه اكثريت نسبي را تشكيل مي دهند، بر باطل باشند؟امام (عليه السلام) فرمودند: «حق و باطل، با مقدار پيروان، شناخته نمي شود، حق را بشناس، اهل آن را خواهي شناخت. باطل را بشناس، اهل آن را خواهي شناخت».بر يک فرد مسلمان لازم است كه اين مسأله را از طريق علمي و منطقي تحليل نمايد و آيه «ولا تقف ما ليس لك به علمٌ»[4] را بسان چراغي فرا راه خود قرار دهد. گذشته از اين، هر چند شيعه از نظر جمعيت به پايه اهل تسنن نمي رسد، اما اگر سرشماري دقيقي صورت گيرد، معلوم خواهد شد كه يک چهارم مسلمانان جهان را شيعيان تشكيل مي دهند، و آنان در نوع مناطق مسلمان نشين دنيا زندگي مي كنند[5] و در تمام برهه هاي تاريخ، در ميان آنان دانشمندان و نويسندگان نام آور و صاحبان تصانيف و آثار مي زيسته اند. شايسته است روشن گردد كه پايه گذاران علوم اسلامي نيز غالباً شيعه بوده اند كه در ميان آنان: ابوالأسود دوئلي ، پايه گذار علم «نحو». خليل بن احمد، پايه گذار علم «عروض». معاذ بن مسلم بن ابي ساره كوفي ، پايه گذار علم «صرف».و ابوعبدالله محمد بن عمران كاتب خراساني (مرزباني ) يكي از پيشتازان علم بلاغت به چشم مي خورند. [6] براي آگاهي بيشتر بر تأليفات انبوه علما و دانشمندان شيعه، كه شمارش همه آنها بسيار دشوار است، مي توانيد به كتاب ارزشمند «الذريعة إلي تصانيف الشيعة» مراجعه كنيد و نيز جهت آشنايي با شخصيت هاي بزرگ شيعه، كتاب «اعيان الشيعة» و براي كسب اطلاع از تاريخچه شيعيان «تاريخ الشيعة» را ملاحظه فرماييد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - اعراف: 18.
[2] - انفال: 34.
[3] - سبأ: 13.
[4] - اسراء: 36.
[5] - براي توضيح بيشتر، به كتاب «اعيان الشيعه، ج1، بحث12، ص194» مراجعه شود.
[6] - در اين مورد، مي توانيد به كتاب «تأسيس الشيعه»، به نگارش سيد حسن صدر مراجعه فرمائ

منبع : سایت الغدیر
http://www.al-ghadir.org/Show.php?Page=ViewQA&QAID=4