دلایل برای اثر نزول تدریجی بر مردم کافی نیست یا من نمی فهمم
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ خرداد ،۱۳۸٧  
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

در درسی که راجع به قرآن شناسی در دانشگاه مجازی امام خمینی خواندم این اشکال را داشتم

قرآن برای این یکجا نازل نشد که (... در درس دلایلی ذکر کردید)

اما سوال من: تکلیف مردم بعد از پیامبر، که چشم باز کردند و دیدند قرآن با 30 جز روبروشونه چیه؟

 

دلایل وارد شده در مورد نزول تدریجی قرآن برای پیامبر متقن است و همان تدریج و تکرار نیز در تاریخ ثبت می شود و حجتی می شود برای استدلال تاریخی برای مسلمانان. خب. اگر این را بگوییم، باید اونوقت بگوییم همین که دو نقل از بسیاری از احکام یکی از شیعه و دیگری از سنت روایت شده نیز موهبتی است. زیرا هر چقدر بخواهند اسلام را رد کنند، دو فرقه برای همدیگر حصین شده اند. البته که حق یکی است و باید تحقیق کرد و آن را یافت اما کسی که دنبال دین بگردد و بین ادیان اسلام را بیابد و بین فرق شیعه را این مراحل را با دلایل بیشتر و امتحانی سنگین طی می کند. اما سوال من همچنان باقی است که آیا جوانی مثل من که یوهو با قرآن 30 جز برخورد می کنه چه تدبیری برای دفعی نبودن آن اسلام اندیشه است بجز اینکه بگوییم رزق تو رزق معنوی است. خب تکلیف مردم زمان پیامبر نیز مثل تکلیف ماست.

 


رابطه ی دائمی حضرت با وحی برای مردم چه سودی دارد مردم زمان پیامبر هم مثل ما می توانند با قرآنی که دفعتا نازل شده برخورد کنند و همانند نسل بعدی خود، با قرآن برخورد کنند. اما به لحاظ تاریخی استدلال شما قبول اما به لحاظ احکام چطور؟ قرآن آن قسمت از احکام نیز میتوانست دفعتا نازل شود. بگوییم نمی دانیم یا مثل علامه طباطبایی حرف محکم بزنیم که اشکال بر دین وارد نشود. اگر حرفی از حکمت الهی در میان استدلالتان میزدید قابل پذیرش می بود. مثلا می گفتید حکمت الهی این بوده که در برابر دسیسه های دشمنان دین "آیاتی نازل کند که تا ابد همین سپر و راه رفع بلایی که قرآن باز می کرده برای آینده نیز موثر باشد.