چرا صلوات می فرستن؟

آیه 254 سوره بقره

آیه الکرسی

اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَّهُ مَا فى السمَوَتِ وَ مَا فى الاَرْضِ مَن ذَا الَّذِى يَشفَعُ عِندَهُ إِلا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَينَ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطونَ بِشىْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلا بِمَا شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السمَوَتِ وَ الاَرْض وَ لا يَئُودُهُ حِفْظهُمَا وَ هُوَ الْعَلىُّ الْعَظِيمُ(255)لا إِكْرَاهَ فى الدِّينِ قَد تَّبَينَ الرُّشدُ مِنَ الغَىِّ فَمَن يَكْفُرْ بِالطغُوتِ وَ يُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ استَمْسك بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لا انفِصامَ لَهَا وَ اللَّهُ سمِيعٌ عَلِيمٌ(256)

اللَّهُ وَلىُّ الَّذِينَ ءَامَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظلُمَتِ إِلى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطغُوت يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلى الظلُمَتِ أُولَئك أَصحَب النَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ(257)

 

و سپس تلاوت همين يک آيه از سوره انعام آيه ۵۹ :

 

وَ عِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُهَا إِلا هُوَ وَ يَعْلَمُ مَا فى الْبرِّ وَ الْبَحْرِ

وَ مَا تَسقُط مِن وَرَقَةٍ إِلا يَعْلَمُهَا وَ لا حَبَّةٍ فى ظلُمَتِ الاَرْضِ

وَ لا رَطبٍ وَ لا يَابِسٍ إِلا فى كِتَبٍ مُّبِينٍ(59)

 

و سپس :

 

حالا که تا اينجا خواندی می دونی بايد ۱۰ تا صلوات بفرستی . ايشون از من پرسيدن که می دونی چرا آخرش صلوات می فرستن؟ خشک شدم ؟ يا زبونم بند اومد. نمی دونم. اما ميشد خيلی حرفا زد . اما پيش اون نه!!! فقط بايد گوش می دادم.

 

 

هيچکی توضيح نمی ده :

 

چون با چند تا لغت انگار گره باز ميشه:

 

سلام بر محمدو آل محمد و صلوات

 

 

اشاره به چيست؟

 

فقط اون چند تا لغت رو بخونيد.

 

به منم همين رو گفتن: 

 

صلوات  سلام ؛ صله ؛ اتصال ؛ رسيدن به رشد تکوينی ؛ انسان به سوی پيامبر.

 

به هم که سلام می کنيم. به جز سلامت و صلح چيز ديگری هم می خواهيم پيوستن به هم.

 

بعد از خواندن  اين آيات می گويند که می توانيد گوش فرا دهيد. فقط گوش کنيد و تا می توانيد حرف و سخن بر لبانتان جاری نکنيد.

 

وسوسه شديد٬ بگوييد:

 

لا حول ولا قوه الا بالله

 

و ادامه دهيد به گوش دادن. شايد هم ببينيد. اگر گناهتان کمتر از من باشد.

 

 

 

 

/ 10 نظر / 13 بازدید
reza

مطالب جالبی بود به ما هم سری بزن

محمد جواد

سلام آقا صابر خوبی عزیزم خیلی خوشحال شدم تو قرار امروز با شما آشنا شدم . وبلاگ های بسیار زیبا و پر محتوایی دارید . به ما هم سر بزنید موفق و سلامت باشید

افسانه

سلام ... از آشنايی با شما و وبلاگتون خوشبختم .... آرزو مي كنم به اندازه ي كافي شادي داشته باشي تا خوش باشي ،...... به اندازه كافي بكوشي تا قوي باشي......به اندازه كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني...... و به اندازه كافي اميد تا خوشحال بموني.

ج. ش

سلام . از اينکه سر زدی به من ممنون . برايت آرزوی توفیق میکنم . دوشعر کوتاه اینجا می گذارم که فکر کنم خوشت بياد . اگه اومدی نظرتو بده . ضمنا شعر < با اشکهايم > رو که تو آرشيو اسفنده بخون...از پنجـره (تا) خدا و دست (۱).....پنجره را باز كن / (تا) خدا را صدا بزني /(تا) بگوئي /چقدر دوستش داري / *** اگر آن قدر كوچكي يا خسته / كه دستت به دستگيره پنجره نمي رسد / (تا) بازش كني /آهسته خدا را صدا بزن /(تا) پنجره را باز كند /(تا) بگويد /چقدر دوستت دارد / ج. شريفيان 4/10/1384.........از پنجـره (تا) خدا و دست (2)..... كنار پنجره مي نشينم و بازش مي كنم و مي خواهم از تو /(تا) بيائي / هر چه منتظر مي مانم (تا) .......... خبري از تو نمي شود / دستهايم را روبروي صورت مي گيرم و دعا مي كنم / (تا) دو دقيقه / (تا) دو ساعت / (تا) دو روز .............../ (تا) دو هفته ، دو ماه ، دو سال/ **** مي دانم كه هيچوقت نمي آئي ......./ براي اينكه دارم احساس مي كنم / كه از همان دقيقه اول/ (تا) هميشه / كنارم بوده اي / ج. شريفيان 4/11/1384 فایل آکروبت شونم که با فرمت خاص تایپ شده اگه خواستین براتون بفرستم.

علی سربداریه

آقا تو قرار کاش ميديدمت . در باره اين نوع بر داشت از متن و اين نوع ترجمع عباراتی مانند صلوات منبع خاصی يا نقل قولی از قدما داری يا خودت شروع کردی ؟ تو جريان بذار کار دارم اساسی يا حق

saber

سلام گمان دارم روز قرار هم رو دیده باشیم. چون خدا لیاقت داده به منم از قول کسایی که اون روز عکس انداختن من رو هم تو جوونای اسلامی عکسمون رو گذاشته. عجب جمله بندی شد. به هر حال کمی عجله دارم راجه به صلوات که گفتی من رفتم دنبالش ... راستش همونطوری که با خوندن اون نوشته باید فهمیده باشین ... بعد از خوندن اون آیات گویند که ما دنبال چیزی نمیریم ... اونچه صلاح است به ذهن و روح و فکر تو می رسد... پس گوش می دهیم به صدای حق به همراه تزکیه برادرم

saber

در جواب هفته آسمانی نوشتم : اگر راه و هدف مهم است باید ابتدا خلاصه ای باشد و تحریک به خواندن با حضور ذهن را در خواننده ایجاد کند. برای این می گویم هدف که من خودم برای وبلاگ نوشتن زیاد در نظر نمی گیرم بیشتر حس می کنم هر کسی بهتره حرف خودش رو بفهمه و بعد به فکر فهم مطلب برای اطرافیان و مخاطبینش باشه. اما شما که با عموم برای هدفی والا در ارتباطید شایسته است وقت بیشتری بگذارید و سلیقه بیشتر به خرج دهید صابر

pooya andish

مطلبتون خیلی خوبه بهتون لینک شدیم موفق باشید [لبخند]

pooya andish

مطلبتون خیلی خوبه بهتون لینک شدیم موفق باشید [لبخند]