از صحيفيه سجاديه

عما یجیب المضطر ... (دعايی که برای شفا مريض می خونيم.)

انسان می تونه به انقطاعی از دنیا راه پیدا کنه که شیطان دیگر بهش دسترسی نداره.

و مث تاریکی که در نور راه نداره و نور که در تاريکی راه نداره ! (از لحاظ علمی برای تعريف دست به دامن لغات و جمله هايی برای تعريف دقيق هستيم. اما اينجا داريم عاميانه برخورد می کنيم. که اون هم دليل داره و توضيح خواهيم داد)

تاریکی توی نور جای نداره.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ج.آ: دافعه ها وجود نداشته باشند.... مثل آتش که با حضور آتش و گرما و ماده سوختنی ... شرايطی برايش فراهم می شود که می تواند شعله بگيرد.

 و نباید مثلا آب حرارتش را بخواباند.

 

سیب و گلابی ضرری نداره و می دانيم که ميوه باعث قوت میشه اما  معده انسانی که نمی پذیره مثلا به دليل بيماری باعث ضرر هم ميشه.

و اگر کسی قلبش در ضلالت باشد مثبت ها براش٬ منفی به نظر میاد. و جدال می کنه و بحث نمی کنه برای تبدیل شدن و رفتن دنبال فهمیدن حقیقت.می خواد اصرار کنه که ... .در صورتی که در دستورات اخلاقی مون داریم:

بهاء الدین:بدنبال ثبوت باشید نه دنبال اثبات !!!

 

در صحيفه ادامه می دهد که خدايا من گناه کردم و 

و بزرگی مخالفت خود را بزرگ ميبينم چون قبلا که عصیان بزرگ رو انجام میدادم و نمیدیدم ٬ چون گناه کوچک در "محضر بزرگ خدای بزرگ" در حال انجام شدنه پس بزرگه !

مثل شیطان که در محضر خدا شروع به منطق آوردن کرد و از درگاه خدا طرد شد.

/ 0 نظر / 7 بازدید